شمارهٔ ۳۶ - هزل سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
امشب شده دلبری دچارم
کز وی به اجل مرا پناه است
زنبور گزنده چون مگس نیست
می گویم و خال او گواه است
دنباله ی چشم او ز سرمه
گویی دم عقرب سیاه است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی معشوق صحبت میکند و بیان میکند که چگونه دلش اسیر او شده است. او به تفاوت عشق واقعی و محبت سطحی اشاره میکند و از جذابیت چشمهای معشوق سخن میگوید که مانند دم یک عقرب سیاه است. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا، عمق احساسات و عاشقانه بودن وضعیت خود را به تصویر میکشد.