نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۰ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

از سر دنیا و دین، مردانه در خواهم گذشت

مست و لایعقل، به کوی یار، بر خواهم گذشت

جان سپر کردم به پیشش، پیش از آن کاندر غمش

بگذرد تیر از سپر زیر سپر خواهم گذشت

از هوا، باد صبا جان می‌دهد در کوی دوست

در هوا داری من از باد سحر، خواهم گذشت

بعد ازین، من بر خط سودای خوبان چون قلم

گر قدم خواهم نهاد، اول ز سر خواهم گذشت

عمر من در کوی او با یک دم افتاد، ای رقیب

چند گویی در گذر یکدم که در خواهم گذشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق عمیق و فداکاری‌اش برای معشوق صحبت می‌کند. او خود را به خاطر عشق به معشوق آماده عبور از همه موانع و سختی‌ها می‌داند. این عشق آن‌قدر برای او مهم است که حتی جان خود را نیز آماده‌ی فدا کردن می‌کند. از زیبایی‌های عشق و دلبستگی به معشوق نیز صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که عمرش در کوی محبوب سپری شده است. در نهایت، شاعر به این نکته تأکید می‌کند که برای رسیدن به معشوق، پا به پا با عشق و فداکاری پیش می‌رود.