سلمان ساوجی
زندگینامهٔ سلمان ساوجی
خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را داشت و تربیت فرزندش سلطان اویس را به او واگذار کرد. وی در اواخر عمر منزوی شد و به زادگاه خود بازگشت و در همانجا در سال ۷۷۸ هجری قمری دار فانی را وداع گفت. از وی علاوه بر دیوان قصاید و غزلیات و مقطعات، دو مثنوی به نام «جمشید و خورشید» و «فراقنامه» به جای مانده است.
آثار سلمان ساوجی
شعرهای سلمان ساوجی
- بخش ۲ - مناجات — الهی، الهی، خطا کردهایم
- بخش ۶ - بهار — بهاران که خندان شدی نسترن
- بخش ۷ - تابستان — چو بنمودی از برج مه مهر چهر
- بخش ۸ - پائیز — به وقتی که باد خزان خاستی
- بخش ۵ - آغاز داستان — شنیدم که شاهی به ایران زمین
- بخش ۱ - فراقنامه — به نام خدایی که با تیره خاک
- بخش ۳ - در ستایش پیامبر — رسولی که پا بر سر عرش سود
- بخش ۴ - اندرز به فرزند — الا ای جگر گوشه فرزند من،
- بخش ۹ - زمستان — کجا تاختی خسرو خاروان
- بخش ۱۵ - نصیحت — الا ایکه داری امید وصال
- بخش ۱۰ - شب — شبی همچو روز قیامت دراز
- بخش ۱۲ - بوسه بر باد (۲) — که آب روان بخش در جویبار
- بخش ۱۱ - بوسه بر باد — سر نامه بنوشت نام خدای
- بخش ۱۳ - بوسه بر باد (۳) — همین قصه میکرد مرغی به باغ
- بخش ۱۴ - بوسه بر باد (۴) — از آن پس چو آمد به شاه آگهی
- بخش ۱ - مناجات — الهی پرده پندار بگشای
- بخش ۳ - قطعه — ای در هوای معرفت قدرتت چو باز
- بخش ۵ - رباعی — شاهی که به نعلین رخ مه آراست
- بخش ۹ - قطعه — داور دنیا، معز الدین حق، سلطان اویس
- بخش ۸ - دعای دولت امیر شیخ اویس — درودی بیشمار از رب ارباب
- بخش ۶ - در معراج پیامبر (ص) — در آن شب در سرای ام هانی
- بخش ۷ - غزل — ای ممکن دست قدرت بر بساط لامکان
- بخش ۴ - در نعت پیامبر (ص) — ز رحمت انبیا را آفریده
- بخش ۲ - در حکمت آفرینش — به نام آنکه این دریای دایر