نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۷ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ره، خرابات است و درد سالخورده، پیر ما

کس نمی‌داند به غیر از پیر ما، تدبیر ما

خاک را از خاصیت اکسیر اگر، زر می‌کند

ساقیا می‌ده، که ما، خاکیم و می، اکسیر ما

ما که از دور ازل مستیم و عاشق، تا کنون

غالبا صورت نبندد، بعد از این تغییر ما

من غلام هندوی آن سرو آزادم که او

بر سمن بنوشت خطی، از پی تحریر ما

بر شب زلفش گر ای باد صبا، یابی گذر

گو حذر کن، زینهار، از ناله شبگیر ما

ما به سوز آتش دل عالمی می‌سوختیم

گر نه آب چشم ما می‌بود، دامنگیر ما

ای که می‌گویی مشو دیوانه زلفش بگو

تا نجنباند نسیم صبحدم، زنجیر ما

خدمتی لایق نمی‌آید ز ما، در خدمتت

وای بر ما، چون نبخشایی تو بر تقصیر ما

گفته ای سلمان، که من خود را فدایش می‌کنم

زودتر، زنهار کافاتست در تاخیر ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و رنج سالخورده‌ای سخن می‌گوید که تنها او تدبیر واقعی را می‌داند. شاعر به وصف عشق و حالتی مستی خود اشاره می‌کند که از آغاز دنیا وجود داشته و همچنان ادامه دارد. او به زیبایی و زلف محبوب اشاره کرده و از تاثیری که بر دل‌های عاشقان می‌گذارد، صحبت می‌کند. شاعر در نهایت به معذرت‌خواهی از معشوق و ابراز عجز در خدمت به او می‌پردازد و از او درخواست عفو می‌کند. در کل، شعر بیان‌گر عشق، اشتیاق و درد ناشی از جدایی است.