قطعه شمارهٔ ۱۳۰ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آصف کفایتا لطف و رافتت
با آنکه طبع بنده لطیف است چون کنم
از درد چشم نیست مجال ترددم
لیکن حضور خواجه شریف است چون کنم
بربستهام دو دیده به عزم درت ولی
سرما قوی و دیده ضعیف است چون کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به لطف و مهربانی آصف کفایتا اشاره میکند و با وجود لطافت روح خود، از درد چشمانش شکایت دارد. او احساس میکند که به دلیل درد، نمیتواند به درگاهی که میخواهد برود، اما در عین حال، دلش میخواهد حضور خواجه شریف را حس کند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که چشمانش را بر روی در بسته است، اما سرما و ضعف چشمانش مانع از حرکتش میشود.