نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شمارهٔ ۱۴۰ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز هجرت نبوی رفته هفصد و چل و چار

در آخر رجب افتاد اتفاق حسن

زنی چگونه زنی خیر خیرات حسان

به زور بازوی خود خصیتین شیخ حسن

گرفت محکم و می‌داشت تا بمرد و برست

زهی خجسته زنی خایه دار مرد افکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ یک زن برجسته و قوی سخن می‌گوید که در سال 644 هجری شمسی (هفتصد و چهل و چهار هجری قمری) در پایان ماه رجب، واقعه‌ای مهم رخ می‌دهد. این زن با قدرت و نیروی خود، دو شخصیت مهم به نام شیخ حسن را به چنگ می‌آورد و آنها را تا زمان مرگشان نگه می‌دارد. در نهایت، این زن به عنوان یک شخصیت خوشبخت و قوی معرفی می‌شود که توانسته بر مردان فائق آید.