قطعه شمارهٔ ۳۰ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چون به قشلاق قرا باغ آمدیم
گفتم از افلاس وا خواهیم رست
جرها زین مملکت خواهیم کرد
طرفهها ز اطراف بر خواهیم بست
ناخن اندر هر طرف انداختیم
عاقبت کو کارد در دستم شکست
نیست در دستم از آن جر جز جرب
بر نیامد غیر ازین، هیچم بدست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به سفر به قشلاق قرا باغ اشاره میکند و از آرزوهای خود برای رهایی از فقر صحبت میکند. او بیان میکند که تلاشهایی برای بهبود وضعیت انجام داده، اما در انتها متوجه میشود که نتیجهای جز شکست و ناامیدی حاصل نشده است. در نهایت، احساس میکند که هیچ چیزی جز زحمت و دلسردی به دست نیاورده است.