قطعه شمارهٔ ۳۴ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ایا سحاب نوالی که ابر دریا دل
به های های ز دست تو بارها بگریست
به هر کجا که کنی روی فتح پیشرو است
که پشت فتح به روی مبارک تو قویست
خدا یگانا من بنده قدیم توام
به حال بنده ازین بیش بایدت نگریست
کسی که در ورق بخشش تو ثابت نیست
سه چار سال پیاپی به غیر سلمان کیست؟
ز ذل فاقد و از طعن مردمان هر دم
مرا بدار به نوعی که خوش توانم زیست
وظیفهای که ازین پیش داشتم آن نیز
نمیدهند ازین پس وظیفه من چیست؟
زیاده باد هزاران عطیه کبری
شمار عمر تو و هر عطیهای صد و بیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
به نظر میرسد شاعر در این شعر به وصف حال خود و احساساتش درباره محبوبی میپردازد که به او عشق میورزد. او از دلتنگیها و غمهایش سخن میگوید و به وفاداری و محبت خود اشاره میکند. همچنین از خداوند میخواهد که به حال بندهاش نگاه کند و به او کمک کند تا در برابر ظلم و طعنههای مردم استقامت کند. شاعر به نیاز خود به لطف و بخشش معشوقهاش اشاره میکند و از او خواستار عطایای بیشتری است. در نهایت، او به اهمیت عمر و بخششهایی که دریافت میکند اشاره میکند.