نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰۵ - غزل سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / جمشید و خورشید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چمن شمع زُمُرُّد ساقِ نرگس را چو بردارد

به سیمین مشعلی ماند که آن مشعل دو سر دارد

فرو برده به پیش باد هردم خون دل لاله

که از سودا دل لاله بسی خون در جگر دارد

مگر خواهد گشادن باغ شاخ ارغوان را خون

که نرگس تشت زر بر دست و گلبن نیشتر دارد

صبا عرض گل و شمشاد می‌داد

بهار چین ملک را یاد می‌داد

نسیم صبح با انفاس مُشکین

همی آمد ز دشت تبت و چین

ز ناگه ارغنون برداشت آهنگ

سرایید این غزل در پرده چنگ:

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به زیبایی‌های طبیعت و احساسات عمیقی که آن‌ها به وجود می‌آورند، اشاره می‌کند. چمن و گل‌ها مانند شمع‌ها و مشعل‌هایی توصیف می‌شوند که زندگی و عشق را به تصویر می‌کشند. شاعر از درد و رنج لاله‌ها صحبت می‌کند که در دل خود خون و غم دارند و از زیبایی باغ‌ها و شکوفه‌ها می‌گوید که با بوی گل و نسیم صبح، روح انسان را شاداب می‌کنند. همچنین اشاره به ارغنون و آهنگ‌هایی دارد که در دل طبیعت جاری است و احساسات و زیبایی‌های آن را به تصویر می‌کشد.