بخش ۹۸ - رباعی سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / جمشید و خورشید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چون گل دهنی زمانه پر خنده نکرد
کش باز به خون جگر آکنده نکرد
چون غنچه گل دمی دلی جمع نگشت
کایام هماندمش پراکنده نکرد
ملک چون عکس تاج افسری یافت
زجای خود به استقبال بشتافت
ز جای خود نرفت و رفت از جای
چو دامن بوسه اش می داد بر پای
به آغوش اندر آورد افسرش مست
گرفتش سیب سیمین بر کف دست
لبان و مشک و شهد و می به هم دید
می مشکین ز شیرین شهد نوشید
به زیر بید بن می دید خورشید
ز غیرت شد تنش لرزان تر از بید
ملک گفت: « از کجا ای سرو نامی
به اقبال و سعادت می خرامی؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جوانی است که به شکوفایی و شور و شوق زندگی اشاره دارد. شاعر با تصاویری از گل دهنی و غنچه، بیانگر شادی و لحظات خوشی است که به سرعت میگذرد. همچنین، توصیفهایی از یک ملک و افسرش وجود دارد که نمایشدهنده علاقه و محبت است. این شعر به نوعی به جستجوی لحظات ناب زندگی و قدرشناسی از زیباییها و عشق میپردازد.