نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۸ - غزل سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / جمشید و خورشید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مطول قصه‌ای دارم که گر خواهم بیان کردن

به صد طومار و صد دفتر نشاید شرح آن کردن

به معنی صورتی امشب نمودی روی و این صورت

نمی‌یارم عیان گفتن نمی‌شاید نهان کردن

من این صورت کجا گویم من این معنی کرا گویم؟

کز اینها نیست این صورت که پیدا می‌توان کردن

دل من رفت و من دست از غم دل می‌زنم بر سر

چرا تن می‌زنم؟ باید مرا تدبیر جان کردن

مرا یاری درونی نیست غیر از اشک و، من او را

به جست و جوی این حالت نمی‌یارم روان کردن

به مهر روی او با صبح خواهم همنفس بودن

به بوی زلف او بر باد خواهم جان فشان کردن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق و عاشقانه شاعر اشاره دارد. او از دشواری بیان کردن داستانی طولانی و عمیق می‌گوید که نمی‌تواند به آسانی در کلمات بیان کند. شاعر به زیبایی معشوقش اشاره کرده و می‌گوید که نمی‌تواند این زیبایی را به طور صحیح توصیف کند. او احساس می‌کند دلش از غم جدا شده و به جای آن، در جستجوی تدبیر جان است. در نهایت، شاعر می‌خواهد که در صبح با زیبایی معشوقش هم‌نفس شود و بویی از زلف او بگیرد تا جانش را فدای آن کند.