نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۵ - غزل سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / جمشید و خورشید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بیا جانا که خرم نو بهاریست

مبارک موسمی، خوش روزگاریست

چمن را امشب از سنبل بخوریست

هوا را هر دم از عنبر بخاریست

گل صد برگ تا هر هفت کرده‌ست

به هر برگی از آن نالان هزاریست

کلاه زرکش نرگس که بینی

حقیقت دان که تاج تاجداریست

عذار لاله و خال سیاهش

نشان خال و روی گلعذاریست

نگارین دست سرو راست بالا

نگارین پنجه زیبا نگاریست

خیال قد چست نازنینی است

کجا سروی به طرف جویباری است

مثال خط و قد نوجوانی است

کجا بر طرف آبی سبزه زاریست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و نشاط بهار است. شاعر دعوت می‌کند تا از زیبایی‌های این فصل لذت ببریم. در آن از چمن و گل‌ها، بوی خوش عطر و مشخصات زیبایی‌سنجی معشوق صحبت می‌کند. چهره معشوق به گل و سرو تشبیه شده و زیبایی و لطافت بهار را با صفات معشوق پیوند می‌دهد. در کل، شعر حس شادی و شگفتی از زیبایی‌های طبیعی و انسانی را به تصویر می‌کشد.