بخش ۹ - قطعه سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / جمشید و خورشید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
داور دنیا، معز الدین حق، سلطان اویس
آفتاب عدل پرور سایه پروردگار
آن شهنشاهی که رای او اگر خواهد، دهد
چون اقالیم زمین اقلیم گردون را قرار
بنامیزد چو آفریدون و هوشنگ
ز سر تا پا همه هوشست و فرهنگ
طراز طرز شاهی میطرازد
سر دیهیم و افسر میفرازد
ز مار رمح او پیچان دلیران
ز مور تیغ او دلخسته شیران
هلال فتح نعل ادهم اوست
شب و روز سعادت پرچم اوست
ز یاجوج ستم گشته است آزاد
که تیغش در میان سدیست پولاد
ظفر در آب تیغش غوطه خورده
سر بدخواه آب تیغ برده
به جای زر ز آهن دارد افسر
ز پولادش بود خفتان چو گوهر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر دربارهی داور و حاکم بزرگ معزالدین حق سلطان اویس صحبت میکند. او را به عنوان آفتاب عدل و سایهی پروردگار توصیف میکند. قدرت و تدبیر او به قدری است که میتواند زمین را به دور خود بچرخاند و نظام را برقرار کند. او به خاطر هوش و فرهنگش همچون شخصیتهای بزرگ تاریخ ایران چون آفریدون و هوشنگ یاد میشود. تاج و لباس او نماد بزرگی و شایستگیاش است و قدرتش به حدی است که دشمنانش از او میترسند. تیغش در برابر ستمگران همچون دیواری آهنین عمل میکند و او همواره پیروز است. شاعر در نهایت به شجاعت و تواناییهای بالای این حاکم اشاره میکند و او را بهعنوان نماد فتح و سعادت معرفی میسازد.