سلمان ساوجی
زندگینامهٔ سلمان ساوجی
خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را داشت و تربیت فرزندش سلطان اویس را به او واگذار کرد. وی در اواخر عمر منزوی شد و به زادگاه خود بازگشت و در همانجا در سال ۷۷۸ هجری قمری دار فانی را وداع گفت. از وی علاوه بر دیوان قصاید و غزلیات و مقطعات، دو مثنوی به نام «جمشید و خورشید» و «فراقنامه» به جای مانده است.
آثار سلمان ساوجی
شعرهای سلمان ساوجی
- شمارهٔ ۲۹ - در مدح سلطان اویس — دولت سلطان اویس، عرصه دوران گرفت
- شمارهٔ ۳۰ - در مدح سلطان اویس — در درج عقیق لبت نقد جان نهاد
- شمارهٔ ۳۱ - در مدح سلطان اویس — چمن از بلبل و گل، برگ و نوایی دارد
- شمارهٔ ۳۳ - در مدح امیر شیخ حسن — ما را از تو چشم بد ایام جدا کرد
- شمارهٔ ۳۲ - در مدح سلطان اویس — هدهدی حال صبا پیش سلیمان میبرد
- شمارهٔ ۲۸ - درنعت پیامبر — هر دل که در هوای جمالش مجال یافت
- شمارهٔ ۲۷ - در مدح سلطان اویس — گفت: لبش نکتهای، لعل بدخشان شکست
- شمارهٔ ۳۴ - در مدح سلطان اویس — بختم از بادیه در کعبه علیا آورد
- شمارهٔ ۳۷ - در مدح غیاث الدین محمد — آن دم که باد صبح به زلفت گذر کند
- شمارهٔ ۳۶ - در مدح شیخ حسن — دل را هوای چشم تو بیمار میکند
- شمارهٔ ۳۸ - در مدح سلطان اویس — وصف ماه من چو شعری را منور میکند
- شمارهٔ ۴۰ - در مدح سلطان اویس — باد سحرگهی به هوای تو جان دهد
- شمارهٔ ۳۵ - در مدح سلطان اویس — صبح ظفر از مشرق امید بر آمد
- شمارهٔ ۳۹ - در مدح سلطان اویس — وقت آن آمد که بلبل در چمن گویا شود
- شمارهٔ ۴۲ - در مدح سلطان اویس — سحرگهی که چمن، شمع لاله در گیرد
- شمارهٔ ۴۱ - در مدح امیر شیخ حسن — صبا، چون پرده ز روی بهار بگشاید
- شمارهٔ ۴۷ - در وصف ساغر و می — نیست پیدا ، این محیط لاجوردی را کنار
- شمارهٔ ۵۰ - در مدح دلشاد خاتون — کجایی ای زنسیمت دماغ باغ معطر ؟
- شمارهٔ ۴۳ - در مدح سلطان اویس — زامروز تا به حشر بر ابنای روزگار
- شمارهٔ ۴۶ - در مدح امیر شیخ حسن — دجله عمری است، تر و تازه که خوش می گذرد
- شمارهٔ ۴۵ - در مدح سلطان اویس — فرخ اختر اختری دری و دری شاهوار
- شمارهٔ ۴۸ - درمدح امیر سیخ حسن نویان — به چشم و ابرو و رخسار و غمزه میبرد دلبر
- شمارهٔ ۴۹ - در مدح سلطان اویس — ای غبار موکبت چشم فلک را توتیا
- شمارهٔ ۴۴ - در بیان اوضاع نامناسب ساوه — چون به عزم حضرت خورشید جمشید اقتدار