نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

۴۸۴- مولانا حکیمی تهرانی سام میرزا صفوی

سام میرزا صفوی / صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

میرمحمد نام دارد پدرش رییس و کدخدای تهران بود اما او را همت بلند افتاده ترک آن کار کرده و آنچه دارد در میان دارد، بدین واسطه بد معاشش می‌خوانند این مطلع از اوست:

شمع در فانوس شد پروانه سرگردان بماند

راز دل با غنچه، بلبل در میان آورده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

میرمحمد فرزند یک رییس و کدخدای تهران است، اما بر خلاف مقام پدرش، به دنبال بلندپروازی و تغییر وضعیت خود رفته است و به همین دلیل دیگران او را بد معاش می‌خوانند. او در شعری به احساسات و رازهای دلش اشاره می‌کند و وضعیتش را با پروانه‌ای که در دور شمع گیج و سرگردان است، مقایسه می‌کند.