شمارهٔ ۱ - مثنوی در مدح شفیعه روز جزا فاطمه زهرا(س) صامت بروجردی
صامت بروجردی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای گرامی دخت سالار امم
لوح محفوظ خدای ذوالنعم
همسر و همخوابه حبلالمتین
ماه برج عروه الوثقای دین
از تو جسته سکه عصمت رواج
عصمتت بگرفته از عفت خراج
با وجود چون تو زن در احترام
دیگر از مردان نباید برد نام
کوه مس را میکند کان طلا
خاک پای فضهات چون کیمیا
آبروی مریم از خاک درت
ساره چون هاجر به خدمت در برت
گر تویی زن ای سرافراز یمن
کاش مردان جهان بودند زن
کرده حق نام گرامت فاطمه
ملک هستی را وجودت قائمه
ذات تو اسباب ایجاد وجود
خاطرت آئینه غیب و شهود
سر مکنون خدای اکبری
جفت حیدر دختر پیغمبری
قلب تو ای قلزم مجد و شرف
شد برای یازده کوکب صدف
قامتت ای سرو بستان صفا
پای تا سر نخل توحید خدا
آنچه قدرت داشت ذات کردگار
جمله را بردهست در ذاتت به کار
بیش از اینم نی به وصفت دسترس
گر بود در خانه کس یک حرف بس
روز محشر (صامتت) را یار باش
جرم او را در جزا ستار باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش حضرت فاطمه الزهرا (ع) میپردازد و او را به عنوان همسر و دختر پیامبر اسلام معرفی میکند. شاعر از او به عنوان نماد عصمت، عفت و شخصیت والا یاد میکند و او را امانتدار ارزشها و اصول دین میداند. حضرت فاطمه به عنوان مظهر عزت و احترام زنان در تاریخ معرفی شده است و شاعر او را از شخصیتهایی که موجب پیدایش وجود و کمالات در عالم هستند دانسته است. شعر در نهایت به اوج مقام و منزلت حضرت فاطمه و نقش او در روز قیامت نیز اشاره میکند.