نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲ - در مدحِ قاتل‌المشرکین، امیرالمؤمنین(ع) صامت بروجردی

صامت بروجردی / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خواهی اگر مسِ تنِ خود کیمیا کنی

غواص‌وار در یمِ دریا شنا کنی

باید علی‌الدوام به گلزارِ زندگی

چون عندلیب، منقبتِ مرتضی کنی

صغرایِ این مقدمه شد چیده در الست

تکلیفِ این نتیجه تو باید ادا کنی

کبرایِ وی به عالمِ امکان کند بروز

گر غوص در معانیِ «قالوا بَلی» کنی

گر در حقیقت سه موالید بگذری

یک یک توان سعید و شقی را جدا کنی

سهل است اگر که کار خدایی کند علی

باید ز بندگیش تو کار خدا کنی

ای نفس قدرت احدی یا علی مگر

خوانم تو را خدا ز خدایی ابا کنی

با آنکه کن فکان عدم صرف می‌شود

سبابه از اشاره بأرض و سما کنی

حکم ار بعکس خلقت اشیا کنی رقم

معدوم را وجود و فنا را بقا کنی

کردی به ممکنات خلقت اشیا کنی رقم

معدوم را وجود و فنا را بقا کنی

کردی به ممکنات تجلّی ز بزم قرب

تا یاری پسر عمّ خود مصطفی کنی

وز نوک ذوالفقار سر سرکشان دهر

غلطان بروز معرکه در پیش پا کنی

ورنه ز جیب غیب در این آشیان پست

با آن علو مرتبه جا از کجا کنی

قربان حلم و حوصله و قدرتت شوم

خوش بود گر عنان تحمل رها کنی

یعنی برای نصرت فرزند خود حسین

با ذوالفقار رو به صف کربلا کنی

اول برای العطش کودکان وی

تحصیل آبی از سپه بی‌حیا کنی

کردند دست‌های علمدار او جدا

بر پا برای سستی دشمن لوا کنی

آن ظالمی که قاسم او را برید سر

با تیغ قهر شادی او را عزا کنی

از منقذ بن مرّه مردود سنگدل

خون علی اکبر خود ادّعا کنی

صبر آنقدر که شمر سر سینه حسین

بنمود جا و باز تو در خلد جا کنی

می‌خواستی ز ضربت سیلی شمر دون

امدادی از سکینه بی‌اقربا کنی

یا آن زمان که در کف دشمن اسیر شد

خود را به چشم زینب خود آشنا کنی

از این مه گذشته چه خوش بود گر به شام

دلجویی از غریبی زین العبا کنی

در مجلس یزید ز حق بی‌خبر نظر

بر آن سر بریده و طشت طلا کنی

(صامت) بس است فخر تو در روز رستخیز

نزد رسول دختر خود را چو واکنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در قالبی عرفانی و مذهبی به بررسی مقام و منزلت حضرت علی (ع) و همچنین رویدادهای عاشورا می‌پردازد. شاعر می‌گوید برای رسیدن به خودشناسی و کمال دینی باید مانند عندلیب در گلزار زندگی، مدح و ذکری از علی (ع) انجام دهد. او تأکید می‌کند که برای رسیدن به حقیقت و درک عالم، باید به عمق معانی و مفاهیم دست یازید و از بندگی خداوند فراموش نشود. همچنین به موضوع کربلا و فداکاری‌های حضرت حسین (ع) و یارانش اشاره می‌شود، از جمله مظلومیت کودکان و دلاوری‌هایی که در میدان جنگ رخ داد. شاعر در نهایت بر اهمیت صبر و استقامت در برابر ظلم تأکید می‌کند و به آرزوی ارتباط عاطفی و همدلی با اهل بیت اشاره دارد. شعر به نوعی دعوت به تجدید نظر در رفتار و باورهاست و از مخاطب خواسته می‌شود تا بیشتر به ارزش‌های دینی و انسانی توجه کند.