شمارهٔ ۲۳ صامت بروجردی
صامت بروجردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کشتن منصور نزد عاشقان دشوار نیست
چون کند عاشق که در این دوره دیگر دار نیست
در قفس مردن بود خوشتر چه از جور و رقیب
فرصت نالیدنی دیگر در این گلزار نیست
با خیال دوست بودن عین وصلست و نشاط
گو بپوشد رخ که دیگر حاجات دیدار نیست
با زلیخا کاش کس میگفت رسم عشق دوست
کشف سر خویش کردن در سر بازار نیست
نازم آن سابقی که هر کس را نمودار باده مست
درد نوش ساغر وی تا ابد هشیار نیست
مشکل آن باشد که بینی یار را با دیگران
ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست
(صامتا) گر پیش چشم دوست بی قدری چه باک
هر که اندر عشق جانانان خوار گردد خوار نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و پیچیدگیهای عشق میپردازد. شاعر میگوید که کشتن عشق و جدایی از محبوب برای عاشقان دشوار نیست، زیرا در این دوران دیگر چیزی از عشق باقی نمانده است. مرگ در قفس بهتر از تحمل ظلم و رقیب است، و دیگر فرصتی برای ناله و گریه وجود ندارد. بودن با خیال محبوب، حس وصال و شادی را به همراه دارد، حتی اگر ملاقات ممکن نباشد. شاعر آرزو میکند که کسی به زلیخا یادآوری کند که عشق واقعی در معرض نمایش قرار نمیگیرد و نباید خود را در معرض فریب دیگران قرار دهد. همچنین، او به سختی دیدن محبوب با دیگران اشاره میکند و بیان میکند که اگر در عشق بیارزش به نظر بیایی، این به معنای بیارزشی تو نیست. در نهایت، شاعر از بیمعنا بودن مشکلات عشق میگوید و بر اهمیت احساسات در این زمینه تأکید میکند.