شمارهٔ ۶۷ صامت بروجردی
صامت بروجردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
رخت را ماه میگفتیم اگر مه داشت پیرایه
قدت را سرو میگفتیم نبود ار سرو را سایه
نزاده دایه امکان دگر طفلی بدین خوبی
تعالیالله ار این طفل و هزار احسن بر این دایه
به فال وصل بگشودم نقاب از مصحف رویت
ز بسمالله ابرویت درآمد اول آیه
نهادم دل به ابرویت که از کشتن شوم ایمن
ندانستم که با ترکان چشمت گشته همسایه
دهد بر باد آب دیده خاک هستی ما را
بلی ویران شود آن خانه کابش هست در پایه
طمع از وصل ببریدم چو روی خوب تو دیدم
ندارد نقد جان قدری و حسن تو گرانمایه
به بازار محبت باختی (صامت) دل و دین را
عجب در عشق خوبان شد نصیب سود و سرمایه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر درباره زیبایی و محبت است. شاعر با اشاره به زیباییهای معشوق خود، او را به ماه و سرو تشبیه میکند و از وفور زیباییاش میگوید. شاعر با زبان شعر، از وجود معشوقی که به مانند دایهای مهربان است، شگفتزده میشود و به عشقش میرسد. او دل به ابرو و چهرهی محبوبش میسپارد ولی خبر ندارد که این عشق دردسرهایی به دنبال خواهد داشت. شاعر اشاره میکند که هر چند چشمانتظاری برای وصال او را رنج میدهد، اما در نهایت عشق به معشوق به او سود و سرمایهای بینظیر میدهد. شعر به زیبایی و عمق عشق پرداخته و نشان میدهد که محبت و زیبایی گرانبها هستند.