شمارهٔ ۶۶ صامت بروجردی
صامت بروجردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نمیدانم شب هجر تو را باشد سحر یا نه
دل گمگشتهام آخر وطین بیند دگر یا نه
ز جوی دیده دادم آب شمشاد قد سروت
که تا یک روز از رفتار او بینتم ثمر یا نه
نه اشک است و نه خون جانان کو بر دیدهام بنگر
ببین از هجر رویت دل برون آورده سر یا نه
گر از کویت گی آید ببوسم دست و پایش را
ببینم از برای قتل من آردخبر یا نه
میان عاشقان دزدیده بر روی تو حیرانم
ببین گاهی کنی سوی من مسکین نظر یا نه
ز یک تیرت بیپروا از کویت یک پری دارم
زنی بهر پر دیگر مرا تبر دگر یا نه
در آن آه آهی که از کامم برآید نیمه شب (صامت)
نمیدانم به جز لب سوختن دارد اثر یا نه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به احساسات عمیق خود از فراق معشوق اشاره میکند. او نمیداند که آیا در شب جدایی خبری از صبح خواهد بود یا نه. دلش از دوری معشوق در turmoil است و میپرسد که آیا باز هم لحظهای دیگر از رفتار او نتیجهای میبیند یا نه. او به اشک و خون اشاره میکند و از معشوق میخواهد که نگاهی به او بیندازد تا ببیند دلش از غم دوری چگونه در میآید. همچنین، او در آرزوی دیدن معشوق است و امیدوار است که معشوق از حال او باخبر شود. شاعر در نهایت به عمق درد و غم خود در این فراق اشاره کرده و نمیداند که آیا این حالش تنها به سوختن لبهایش ختم میشود یا اثر دیگری نیز دارد.