شمارهٔ ۹ صامت بروجردی
صامت بروجردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تلخی صبر است بس بر طبع شکر ریز ما
شور شیرنی نمیخواهد به سر پروز ما
سر به جز آغوش زانو جا نمیجوید دگر
بار دوش کس نگردد بعد از این شبدیزما
شش جهت رانی همین شد ز ابر مژگان عرصه تنک
نه فلک دارد حذر از خنجر خون ریز ما
عشرت گلزارها شد بر هزاران واگذار
غنچه داغ است گلهای نشاط انگیز ما
شد به عکس اجتناب مردم پرهیزکار
بر در دلها نرفتن لقمه پرهیز ما
بحث قیل و قال خود را بنگر ای زاهد دگر
بیسبب از جا مرو از حرف الفت خیز ما
(صامتا) در دور ما مشق هوش منسوخ شد
بندر عشق و محبت شد دگر تبریز ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان تلخیهایی میپردازد که در مسیر صبر و انتظار وجود دارد. شاعر احساس میکند که زندگی به رغم ظاهری شیرین، تلخیهای خاصی را نیز به همراه دارد. او از دلخوشیها و لذتی که در عشق و محبت وجود دارد سخن میگوید و نقدی به آشفتگی و جدالهای غیرضروری در میان مردم میکند. شاعر به زاهدان توصیه میکند که از قیل و قالها پرهیز کنند و به جای آن به محبت و دوستی نزدیک شوند. در نهایت، او به تغییراتی که در احساسات و روابط انسانی رخ داده اشاره میکند و بر ضرورت توجه به عشق و محبت تأکید میکند.