نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ - همچنین در مصیبت صامت بروجردی

صامت بروجردی / مختصری از اشعار افصح الشعراء (میرزا حاجب بروجردی) / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو شاه تشنه جگر راه کارزار گرفت

پی قتال به به کف تیغ آبدار گرفت

ز وحشت عدم و انقلاب خود عالم

خط امان زدم تیغ پر شرار گرفت

میان معرکه آمد به یک جهان هیبت

صف جدال به صد فخر و اقتدار گرفت

خطاب کرد که ای قوم از چه رو باید

به عترت نبی اینگونه سخت کار گرفت

من آن حسین مگر نیستم که روح الامین

به دهر خدمت من بهر افتخار گرفت

من آن حسین مگر نیستم که ختم رسل

گهم به دوش گه آغوش گه کنار گرفت

چو از حجاز به سوی عراقم آوردید

نفاق را ز چه باید به خود شعار گرفت

هر آنچه موعظه فرمود می‌نکرد اثر

زبان پند رها کرد و ذوالفقار گرفت

ز نعره‌ای که کشید از جگر جهان لرزید

ز گاو ارض و زشیر فلک قرار گرفت

اشاره‌ای که به تیغ دو سر نمود بسر

تن از یمین بیفکند و سر از یسار گرفت

چو ضرب دست خدا دید خصم در پیکار

دو اسبه رو به جهنم ره فرار گرفت

ولی چه سود نیز زد به قطره خونی

که تیر حرمله ز آن طفل شیرخواره گرفت

صفوف کفر درید و مظفر و منصور

شط فرات به شمشیر شعله بار گرفت

میان شط شد و بر آب آنچنان نگریست

شطی میان شط از چشم اشکبار گرفت

به یاد تشنه لبان آه سوزناک کشید

که آهش از دل آب روان شرار گرفت

چو بود در نظرش کام خشک اطفالش

نخورد آب و دل از شط به اختیار گرفت

به عهده وعده روز الست کر وفا

ز شوق داد سرو وصل کردگار گرفت

نخورد آب اگر سبط مصطفی (جانب)

هزار ط ز غمش چشم روزگار گرفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره‌ی نبرد و حماسه‌ی امام حسین (ع) در واقعه‌ی عاشورا است. حسین (ع) با اراده‌ای قوی و در حالی که عطش در وجودش می‌تپید، به میدان جنگ می‌آید. او با افتخار و اقتدار به دشمنانش می‌گوید که چرا باید به عترت پیامبر چنین ظلمی روا دارند. با یادآوری خدمات خود و فضائلش، بر طغیان‌گری و نفاق دشمنان می‌تازد. در میدان نبرد، هرچند دشمنان به شدت به او حمله می‌کنند، اما حسین (ع) با اقتدار می‌جنگد و در نهایت با یاد کودکان تشنه‌لبش که در نظرش می‌آیند، از نوشیدن آب خودداری می‌کند. او بر اساس وعده‌ی الهی و عشق به خداوند، در این نبرد جان خود را فدای حق می‌کند. شعر به شدت حماسی و احساسی است و نمایانگر وفاداری و ایثار حسین (ع) در برابر ظلم و فساد زمانه‌اش می‌باشد.