نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰ - فی المرثیه صامت بروجردی

صامت بروجردی / کتاب المراثی و المصائب / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

اشک من رشک فراتست و سرابس خونست

یا رب این بحر چه بحری‌ست که آبش خونست

عرصه کرب و بلا موج زند چون دریا

وه چه دریا که همه موج و حبابش خونست

ز گلستان نبی دهر گرفته است گلاب

چه گلی بود ندانم که گلابش خونست

این نه عیش است و عروسی ز برای قاسم

گر عروسی است ز بهر چه خضابش خونست

شه دین را نرسد جرعه آبی در کام

تشنه جان می‌دهد و تا برکاتش خونست

شاهد بزم وفا زینب غمدیده چرا

نیست بر چهر حجابش که نقابش خونست

نه همین خو نشده جاری ز دو چشم (صامت)

خامه و دفتر و دیوان و کتابش خونست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف فضای غم‌انگیز و حزن‌آلود واقعه کربلا می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری مثل اشک‌هایی که به یاد خون‌ها ریخته می‌شود، دریاهایی از خون و گل‌هایی که عطرشان نیز خونین است، عمق اندوه و مصیبت را منتقل می‌کند. او به وضعیت زینب (سلام‌الله‌علیها) اشاره می‌کند که در این مجلس عزا و غم، بی‌پوشش است و دردش را به تصویر می‌کشد. در کل، شعر حال و هوای عزا و مصیبت را به خوبی بیان می‌کند و غم و رنج را در کربلا احساس می‌کند.