نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹ - و برای او همچنین صامت بروجردی

صامت بروجردی / کتاب المراثی و المصائب / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

دگر ندیده ستم کش جهان مقابل زینب

سرشته شد به غم و درد گوئیا گل زینب

به جز اسیری و طعن سنان و طعنه دشمن

ز زندگانی دنیا نگشت حاصل زینب

ز بعد قتلبرادر میان کوفی و شامی

بهر دم از غم و دردی شکسته شد دل زینب

کنم حکایت سیلی شمر و روی سکینه

و یا ز بستن بازوی در سلاسل زینب

میان لشگر اعدا ندات چادر و معجر

به سوی سربمه چهره گشت حایل زینب

به راه شام نمودند نصب لشگر کوفه

سر برادر او را به پیش محمل زینب

دگر نبود مقامی برای عترت طه

که در خرابه بی‌سقف گشت منزل زینب

فغان که زد ز ستم خیزران یزید سیه‌روی

به راس تشنه‌لب کربلا مقابل زینب

سزد که فخر کند (صامت) حزین بدو عالم

که شد به عین گدایی غلام مقبل زینب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بازتاب درد و رنج شخصیت زینب (سلام‌الله‌علیها) پس از واقعه عاشورا می‌پردازد. او با دیدن ستم‌هایی که به خانواده‌اش روا داشته شده، غم و اندوه عمیقی را تجربه می‌کند. پس از شهادت برادرش امام حسین (علیه‌السلام)، زینب در میان دشمنان قرار می‌گیرد و احساس تنهایی و سرگشتگی او به وضوح بیان می‌شود. او شاهد وقایع وحشتناکی است، از جمله کم‌محلی به عترت پیامبر و گسستگی‌های ناشی از اسارت. در این شرایط، زینب نمایندگی از مظلومیت و پایداری در برابر ظلم را به عهده دارد و به عنوان نماد عشق و استقامت در تاریخ شناخته می‌شود.