شمارهٔ ۲۴ - زبان حال امام بر سر تربت جدش صامت بروجردی
صامت بروجردی / کتاب المراثی و المصائب / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
سری بهر تماشا از لحد بر گیر یا جدا
که از کویت روم با ناله شبگیر یا جدا
طلب کردند قوم کوفیان ما را به مهمانی
ولی دایم فلک دارد سر تدبیر یا جدا
بدین زودی نمیرفتم ز کویت لیک ترسیدم
که در امر الهی اوفتد تاخیر یا جدا
جفاهایی که دارد زاده مرجانه در خاطر
نموده پیش پیش اندر دلم تاثیر یا جدا
یقین دارم که اندر این سفر بایست گردیدن
علی اکبر من طعمه شمشیر با جدا
یقین دانم ز قحط آب طفل شیر خوار من
علی اصغر شود سیراب ز آب تیر یا جدا
یقین دارم که از قطع دو دست حضرت عباس
ز جان خود کنندم قوم کوفی سیر یا جدا
یقین دارم که از قطع دو دست حضرت عباس
ز جان خود کنندم قوم کوفی سیر یا جدا
یقین دارم که باید زینب و کلثوم را بستن
پس از من آن دو تن را در غل و زنجیر یا جدا
سر گر برسنان خواهدشدن یا گوشه مطبخ
به هر صورت نمیپیچم سر از تقصیر یا جدا
به بزم شرب خواهد زد یزید بیحیا بر لب
مرا چوب جفا بیجرم و بیتقصیر یا جدا
به محشر کن شفاعت از سلک مداح خود (صامت)
که سرافکنده از شرم گنه بر زیر یا جد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاطفی و نگرانیهای یک شخصیت تاریخی، احتمالا امام حسین (ع)، در آستانه واقعه عاشورا پرداخته است. او از خطراتی که فرزندان و یارانش را تهدید میکند، از جمله تهدیدات قبایل کوفی، اظهار نگرانی میکند. در این متن، به جفاهای زاده مرجانه و مشکلاتی که ممکن است برای اهل بیت (ع) به وجود بیاید اشاره شده است. همچنین او از احساس مسئولیت خود نسبت به خانوادهاش، مانند زینب و کلثوم، و عواقب منفی که ممکن است به آنها برسد سخن میگوید. این اشعار نشاندهندهی درد و رنجی هستند که او احساس میکند و به سرنوشت حتمی خود و یارانش پرداخته است.