نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸ - گفتگوی حضرت سجاد با سهل در شام صامت بروجردی

صامت بروجردی / کتاب المراثی و المصائب / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

این سرانی که بینی با رخ همچون قمرند

صدف علم نبی را همه یکتا گهرند

گرچه گردیده گرفتار ز هر بی‌پدری

اسد بیشه دین شیر خدا را پسرند

همه بنهاده اگر سر به سر حکم قضا

هر یکی باد شه امر قضا و قدرند

خشک گشته لبشان گر ز تف بی‌آبی

منبع کوثر و آب همه بحر و برند

رهنمایند بهر گمده در هر دو جهان

گرچه بی‌یار و معین بر سر هر رهگذرند

کودکانی که به رخ کرده روان سیل سرشک

اصل ایمان شجر باغ نبی را ثمرند

همه را گرد یتیمی بنگر بر رخسار

هر طرف روی نمایند به فکر پدرند

این زنانی که ندارند به سرها معجر

محرم خاص نبی عصمت حقرا ثمرند

رفته تاراج ستم زینب و اسبا همه

به سر عهد و وفا در بدر و خون جگرند

شامیان خنده نمایند به اولاد رسول

ز دل فاطمه و گریه او بی‌خبرند

(صامتا) بهر چه یک مرد ز اسلام نگفت

کاین اسیران حرم خسرو و جن و بشرند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف افرادی می‌پردازد که در مصیبت و سختی‌ها قرار دارند، اما همچنان به اصول و ایمان خود پایبند هستند. شاعر از شخصیت‌های مذهبی، مانند پیامبر و اهل بیت، یاد می‌کند و آنها را همچون گوهرهایی می‌داند که در دل سختی‌ها درخشان‌اند. به یتیمان و محرومان اشاره می‌شود که با وجود مشکلات، نشانگر وفاداری و پایبندی به ایمان هستند. زنانی که بدون حجاب و معجر هستند، ولی از نوعی مقام و ارزش برخوردارند. همچنین به مصایب اهل بیت در جنگ‌ها و دسیسه‌ها اشاره می‌شود و به بی‌خبر بودن دشمنان از غم و درد اهل بیت پرداخته می‌شود. در نهایت، شاعر به درک نادرست و بی‌اعتنایی دشمنان نسبت به این افراد اشاره می‌کند.