شمارهٔ ۲ - زبان حال حضرت قاسم(ع) صامت بروجردی
صامت بروجردی / کتاب نوحههای سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای عمو بر سرِ قاسم، ز وفا کن گذری
تا به رویِ تو کنم، در دمِ آخر نظری
(آمده جانِ عمو، جانِ شیرین به گلو)
با همه لطف که در حقِ یتیمان داری
ز چه از حالِ منِ زار، نگیری خبری؟
(آمده جانِ عمو، جانِ شیرین به گلو)
تا به زانو بگذاری، سرم از مِهر دمی
تا بَری از دلم ای عیسیِ جانبخش، غمی
خوش بُوَد گر به سرم رنجه نمایی قدمی
تا به پایِ تو نهم، از پیِ دیدار سری
(آمده جانِ عمو، جانِ شیرین به گلو)
جانم از تن به سویِ خُلد، شتابی دارد
لبِ خشکم هوسِ قطرهٔ آبی دارد
رویِ نعشم گذری کن که ثوابی دارد
پیشتر زانکه زند طایرِ جان، بال و پری
(آمده جانِ عمو، جانِ شیرین به گلو)
ماندهام جانِ عمو در برِ دشمن تنها
شده صدپاره ز شمشیر، تنم سر تا پا
حیف باشد که ز عدوان، کِشد این جور و جفا
هر که مانندِ تو دارد، عَمِ والاگُهری
(آمده جانِ عمو، جانِ شیرین به گلو)
ای عمو داد اجل، خرمنِ عمرم بر باد
نوعروسم چو نماید، ز منِ غمگین یاد
گو دگر وعدهٔ دیدار به محشر افتاد
گشت قاسم به سویِ گلشنِ جنت، سفری
(آمده جانِ عمو، جانِ شیرین به گلو)
ای عمو خیمه زده ابرِ بلا بر سرِ من
توتیا شد ز سُمِ اسبِ ستم، پیکرِ من
نفسی شو ز پیِ دادنِ جان، یاورِ من
همچو «صامت» بنما در غمِ من نوحهگری
(آمده جانِ عمو، جانِ شیرین به گلو)
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تصویر کشیدن حال و روز قاسم، فرزند امام حسین (ع)، است که در آستانه مرگ قرار دارد و از عموی خود، امام حسین، درخواست کمک و توجه میکند. قاسم از شدت درد و تنهایی خود مینالد و میگوید که جانش به شدت در حال رفتن است و آرزو دارد که عمو او را نجات دهد و اندکی بر بالینش بنشیند تا تسکینی به او دهد. قاسم از غم و رنجی که از دشمنان میکشد شکایت میکند و به یاد آوری عشق و محبت امام حسین به یتیمان اشاره میکند. در نهایت، او از عمویش میخواهد که در این لحظات سخت به او دلسوزی کند.