شمارهٔ ۲۶ - و برای او صامت بروجردی
صامت بروجردی / کتاب نوحههای سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
زینتِ دوشِ نبی! خاکِ سیه جایِ تو نیست
خیز کاین جایِ تو نیست
به سرِ خاکِ سیه، منزل و مأوایِ تو نیست
خیز کاین جایِ تو نیست
خاکِ عالم به سرم کز اثرِ تیر و سنان
ای شهِ تشنهلبان!
جایِ یک بوسهٔ من در همه اعضایِ تو نیست
خیز کاین جایِ تو نیست
شمر، لبتشنه چهسان رشتهٔ عمرِ تو گسیخت؟
بیگنه خونِ تو ریخت
مر ندید او اثرِ رنگ به سیمایِ تو نیست؟
خیز کاین جایِ تو نیست
قاصدی کو که فرستم دمی از کربوبلا
به برِ شیرِ خدا؟
در نجف، باخبر از حالِ تو بابایِ تو نیست
خیز کاین جایِ تو نیست
شمر نگذاشت پس از قتلِ تو مِعجر به سَرم
ای شهِ خونجگرم!
کفنی بهرِ قد و قامتِ رعنایِ تو نیست
خیز کاین جایِ تو نیست
دادی ای شاه، به میدانِ محبت سَرِ خویش
به ره داوَرِ خویش
از خدا، غیرِ خدا هیچ تمنایِ تو نیست
خیز کاین جایِ تو نیست
زین جفاها که کنی ای پسرِ سعدِ دغا
به شهِ کربوبلا
مگر از دودِ دلِ فاطمه پروایِ تو نیست؟
خیز کاین جایِ تو نیست
ز غمِ بیکسیات شد جگرِ سنگ، کباب
آخر از بهرِ ثواب
یکجُوی رحم چرا بر دلِ اعدایِ تو نیست؟
خیز کاین جایِ تو نیست
گر بگویم که وداعِ علیاکبر، پسرت
شده پُرخون جگرت
شاهدی بهتر از این چشمِ گهرزایِ تو نیست
خیز کاین جایِ تو نیست
نه برادر، نه پسر، تن به زمین، سَر به سنان
ای شهِ تشنهلبان!
نیست دردی که ز هر گوشه مُهیایِ تو نیست
خیز کاین جایِ تو نیست
شمر نیلی کند از ظلم، رخ دختر تو
کودکِ مضطرِ تو
مگر این سوختهدل، دُختِ دلآرای تو نیست؟
خیز کاین جایِ تو نیست
تنت امروز چنین سُرمهصفت مینگرم
خاکِ عالم به سرم!
باخبر خواهرت از امشب و فردایِ تو نیست
خیز کاین جایِ تو نیست
بهجز از چشمِ من و چشمهٔ زخمِ بدنت
جان به قربانِ تنت!
خونفشان چشمِ کسی بهرِ تماشایِ تو نیست
خیز کاین جایِ تو نیست
غیر زنجیر که در بستنِ ما بسته کمر
ای شهِ تشنه جگر!
هیچ کس نیست که در بند سر و پای تو نیست
خیز کاین جایِ تو نیست
خسروا! «صامتِ» محزون ز عزایت شب و روز
گوید از ناله و سوز:
کآرزویی به دلم غیرِ تمنایِ تو نیست
خیز کاین جایِ تو نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر که به زبان فارسی نوشته شده، به حوادث کربلا و مظلومیت امام حسین (ع) اشاره دارد. شاعر با عواطفی عمیق و دردناک از جایگاه والای امام حسین و مصائب او یاد میکند. او به توصیف وضعیت دلخراش ائمه اطهار و بهویژه امام حسین در روز عاشورا میپردازد و از بیکسی و ظلمهایی که بر ایشان رفته است، سخن میگوید. شاعر پیوسته تکرار میکند که "خیز کاین جای تو نیست"، به این معنا که این مکان لایق مقام والای او نیست و باید برخیزد. در نهایت، این شعر تجلیگر عشق و وفاداری به امام حسین و یادآوری مظلومیت اوست.