نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲ - نوحه‌ی دیگر صامت بروجردی

صامت بروجردی / کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

الظلمیه الظلمیه! امتِ بیدادگر

سر بریدند از تنِ نوباوهٔ خیرُالبشر

ای شهِ بی‌سر حسینم، سبطِ پیغمبر حسینم

شافعِ محشر حسینم، بی‌کَس و یاور حسینم

آن‌که بودی گمرهان را بعدِ پیغمبر دلیل

آن‌که بودی زادهٔ میرابِ آبِ سلسبیل

آن‌که شد سویِ فلک، پویان به بالِ جبرئیل

از خدنگِ کوفیان شد پیکرش پُر بال و پَر

ای شهِ بی‌سر حسینم، سبطِ پیغمبر حسینم

شافعِ محشر حسینم، بی‌کس و یاور حسینم

ای سکینه! از حرم کن جانبِ میدان شتاب

تا به هوش آید، بزن بر رویِ بابِ خود گلاب

ای رقیه! بهرِ شاهِ کربلا بردار آب

آسمان خاکِ یتیمی کرد یک‌یک را به سَر

ای شهِ بی‌سر حسینم، سبطِ پیغمبر حسینم

شافعِ محشر حسینم، بی‌کس و یاور حسینم

زینب ای ام‌المصیبة! موسمِ افغان رسید

کارِ حلقومِ حسین با خنجرِ بُران رسید

ذوالجناحِ خسروِ لب‌تشنه از میدان رسید

کن به زینِ واژگونِ اسبِ شاهِ دین نظر

ای شهِ بی‌سر حسینم، سبطِ پیغمبر حسینم

شافعِ محشر حسینم، بی‌کس و یاور حسینم

ام‌کلثوم ای نموده ناوکِ غم بِسمِلت!

حق رسد من‌بعدِ از این، به فریادِ دلت

ای ستم‌کش! گشت در کنجِ خرابه منزلت

چادر از بهرِ اسیری کن به سَر، ای خون‌جگر

ای شهِ بی‌سر حسینم، سبطِ پیغمبر حسینم

شافعِ محشر حسینم، بی‌کس و یاور حسینم

ای جمالت شمعِ فانوس حریمِ ابتلا

دخترِ ختم رسل، یا حضرت خیرالنساء

تا که چَشمِ نورِ‌چشمت را ببندی از وفا

کُن به سوی کربلا از گلشنِ جنّت گذر

ای شهِ بی‌سر حسینم، سبطِ پیغمبر حسینم

شافعِ محشر حسینم، بی‌کس و یاور حسینم

یا علی ای کرده دائم از یتیمان یاوری!

روی کن در کربلا با ذوالفقارِ حیدری

شد ز سیلی رویِ اطفالِ حسین نیلوفری

تا زنی بر کِشتِ عمرِ شمرِ بی‌پروا شرر

ای شهِ بی‌سر حسینم، سبطِ پیغمبر حسینم

شافعِ محشر حسینم، بی‌کس و یاور حسینم

یا رسول‌الله و ای پیغمبرِ عالی‌مقام!

عابدین شد در میانِ کوفیان بی‌احترام

زینبِ غم‌پرورت از کربلا تا شهرِ شام

شد به همراهِ سنان و شمر و خولی همسفر

ای شهِ بی‌سر حسینم، سبطِ پیغمبر حسینم

شافعِ محشر حسینم، بی‌کس و یاور حسینم

زینتِ آغوش و دوشِ رحمةٌ‌ لِلعالمین

مانده بی‌غسل و کفن، عریان و بی‌سر بر زمین

«صامت» از صبحِ جوانی تا به روزِ واپسین

گَشت اندر ماتمِ فرزندِ زهرا نوحه‌گر

ای شهِ بی‌سر حسینم، سبطِ پیغمبر حسینم

شافعِ محشر حسینم، بی‌کس و یاور حسینم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری در وصف مصائب امام حسین (ع) و واقعه عاشورا است. شاعر به مظلومیت و بی‌کس بودن حسین در کربلا اشاره می‌کند و به چگونگی قتل او و یارانش توسط دشمنان می‌پردازد. او از فرزندان حسین مانند زینب و سکینه یاد می‌کند و به غم و درد آنها اشاره دارد. همچنین به مقام و جایگاه والای حسین به عنوان سبط پیامبر و شافع محشر اشاره می‌کند. این شعر به طور کلی به ابراز عواطف و احساسات نسبت به حسین و مصیبت‌های او در روز عاشورا می‌پردازد.