شمارهٔ ۱۵۲ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
میر خوبان را کنون منشور خوبی در رسید
مملکت بر وی سهی شد ملک بر وی آرمید
نامه آن نامهست کاکنون عاشقی خواهد نوشت
پرده آن پردهست کاکنون عاشقی خواهد درید
دلبران را جان همی بر روی او باید فشاند
نوخطان را می همی بر یاد او باید چشید
آفت جانهای ما شد خط دلبندش ولیک
آفت جان را ز بت رویان به جان باید خرید
گویی اکنون راست شد «والشمس» اندر آسمان
آیت «واللیل» کرد و «الضحاش» اندر کشید
گر ز مرد گرد بیجادهش پدید آمد چه شد
خرمی باید که اندر سبزه زیباتر نبید
هر چه عمرش بیش گردد بیش گرداند زمان
چون غزلهای سنایی تری اندر وی پدید
کی تبه گرداندش هرگز به دست روزگار
صورتی کایزد برای عشقبازی آفرید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف حالاتی از عشق و زیبایی پرداخته است. او میگوید که زمانی برای عشق و خوبی آغاز شده و مملکت عشق بر او گشوده شده است. نامهای که به عشق نوشته خواهد شد و پردههایی که به خاطر عشق باید درید، نشانهای از ارتباط عمیق با دلبران است. شاعر همچنین به مصرف شراب به یاد محبوب و مشکلاتی که از عشق به وجود میآید اشاره میکند. او به زیباییهای طبیعت و زمان و تأثیرشان بر زندگی میپردازد و تأکید میکند که عشق و زیبایی هرگز از بین نمیروند و همیشه جاودانهاند. در نهایت، شاعر به آفرینش عشق و زیبایی توسط خدا اشاره میکند و این موضوع را به عنوان یکی از بزرگترین هنرهای آفرینش معرفی میکند.