غزلیات — دیوان اشعار سنایی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۳ — بندهٔ یک دل منم بند قبای ترا
- شمارهٔ ۲ — جمالت کرد جانا هست ما را
- شمارهٔ ۱ — احسنت و زه ای نگار زیبا
- شمارهٔ ۱۰ — در ده پسرا می مُروَّق را
- شمارهٔ ۹ — ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز را
- شمارهٔ ۱۱ — چند رنجانی نگارا این دل مشتاق را
- شمارهٔ ۴ — باز بر عاشق فروش آن سوسن آزاد را
- شمارهٔ ۸ — انعمالله صباح ای پسرا
- شمارهٔ ۷ — جادوان خدمت کنند آن چشم سحر آمیز را
- شمارهٔ ۶ — می ده ای ساقی که می به درد عشقآمیز را
- شمارهٔ ۵ — باز تابی در ده آن زلفین عالم سوز را
- شمارهٔ ۱۹ — ای همه خوبی در آغوش شما
- شمارهٔ ۱۲ — مرد بی حاصل نیابد یار با تحصیل را
- شمارهٔ ۱۳ — ساقیا دل شد پر از تیمار پر کن جام را
- شمارهٔ ۱۴ — ساقیا دانی که مخموریم در ده جام را
- شمارهٔ ۱۷ — ای به بر کرده بی وفایی را
- شمارهٔ ۱۵ — مَن کِیَام کاندیشهٔ تو همنَفَس باشَد مَرا؟
- شمارهٔ ۱۶ — نیست بیدیدار تو در دل شکیبایی مرا
- شمارهٔ ۱۸ — مرحبا مرحبا برای هلالا
- شمارهٔ ۲۲ — ما باز دگرباره برستیم ز غمها
- شمارهٔ ۲۶ — دوش مرا عشق تو ز جامه برانگیخت
- شمارهٔ ۲۵ — ای لعبت صافی صفات ای خوشتر از آب حیات
- شمارهٔ ۲۴ — از آن می خوردن عشقست دایم کار من هر شب
- شمارهٔ ۲۳ — فریاد از آن دو چشمک جادوی دلفریب
- شمارهٔ ۲۷ — این رنگ نگر که زلفش آمیخت
- شمارهٔ ۲۰ — ای ز عشقت روح را آزارها
- شمارهٔ ۲۱ — ای از بنفشه ساخته بر گل مثالها
- شمارهٔ ۳۴ — تا هلاک عاشقان از طرهٔ شبرنگ توست
- شمارهٔ ۳۵ — ماه شب گمرهان عارض زیبای تست
- شمارهٔ ۲۸ — تا نقش خیال دوست با ماست
- شمارهٔ ۲۹ — از عشق روی دوست حدیثی به دست ماست
- شمارهٔ ۳۱ — ماهرویا در جهان آوازهٔ آواز تست
- شمارهٔ ۳۲ — تا گل لعل روی بنمودست
- شمارهٔ ۳۰ — ای مسلمانان مرا در عشق آن بت غیرتست
- شمارهٔ ۳۳ — این چه جمالست و ناز کز تو در ایام تست
- شمارهٔ ۳۷ — تا بدیدم بتکده بی بت، دلم آتشکدهاست
- شمارهٔ ۴۱ — ای پر دُر گوش من ز چنگت
- شمارهٔ ۳۸ — ای صنم در دلبری هم دست و هم دستان تو راست
- شمارهٔ ۳۶ — بر دوزخ هم کفر و هم ایمان تراست
- شمارهٔ ۳۹ — هر زمان از عشق جانانم وفایی دیگرست
- شمارهٔ ۴۰ — راه عشق از روی عقل از بهر آن بس مشکلست
- شمارهٔ ۴۳ — زان چشم پر از خمار سرمست
- شمارهٔ ۴۲ — توبهٔ من جزع و لعل و زلف و رخسارت شکست
- شمارهٔ ۴۸ — دارم سر خاک پایت ای دوست
- شمارهٔ ۴۹ — روی تو ای دلفروز گر نه چو ماهست
- شمارهٔ ۴۴ — دوست چنان باید کان منست
- شمارهٔ ۵۰ — گر تو پنداری که جز تو غمگسارم نیست، هست
- شمارهٔ ۵۱ — گر تو پنداری ترا لطف خدایی نیست هست
- شمارهٔ ۴۶ — ای جان جهان! کبر تو هر روز فزونست
- شمارهٔ ۴۷ — ای پیک عاشقان گذری کن به بام دوست
- شمارهٔ ۴۵ — تا خیال آن بت قصاب در چشم من است
- شمارهٔ ۵۹ — هرکه را دردِ بینهایت نیست
- شمارهٔ ۵۲ — کار تو پیوسته آزارست گویی نیست هست
- شمارهٔ ۵۳ — ای ساقی می بیار پیوست
- شمارهٔ ۵۵ — نرگسین چشما به گرد نرگس تو تیر چیست
- شمارهٔ ۵۴ — سبب عاشقان نه نیکوییست
- شمارهٔ ۵۶ — ماهرویا! گرد آن رخ زلف چون زنجیر چیست؟
- شمارهٔ ۵۷ — عشقْ بازیچه و حکایت نیست
- شمارهٔ ۵۸ — ای پسر! عشق را بدایت نیست
- شمارهٔ ۶۳ — جانا به جز از عشق تو دیگر هوسم نیست
- شمارهٔ ۶۵ — کارِ دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشت
- شمارهٔ ۶۶ — سرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشت
- شمارهٔ ۶۴ — عشق رخ تو بابت هر مختصری نیست
- شمارهٔ ۶۷ — زینهار این یادگار از دست رفت
- شمارهٔ ۶۰ — چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست
- شمارهٔ ۶۲ — جام می پر کن که بی جام میم انجام نیست
- شمارهٔ ۶۱ — معشوقه از آن ظریفتر نیست
- شمارهٔ ۶۹ — هر آن روزی که باشم در خرابات
- شمارهٔ ۷۱ — چه خواهی کرد قرایی و طامات
- شمارهٔ ۶۸ — عشق ازین معشوقگان بی وفا دل بر گرفت
- شمارهٔ ۷۲ — نخواهم من طریق و راه طامات
- شمارهٔ ۷۰ — تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات
- شمارهٔ ۷۳ — گل به باغ آمده تقصیر چراست
- شمارهٔ ۷۴ — ای مستان خیزید که هنگام صبوح است
- شمارهٔ ۷۵ — رازی ز ازل در دل عشاق نهانست
- شمارهٔ ۷۸ — اندر دل من عشق تو چون نور یقین است
- شمارهٔ ۷۷ — دوش رفتم به سر کوی به نظّارهٔ دوست
- شمارهٔ ۷۹ — شور در شهر فکند آن بت زُنّارپرست
- شمارهٔ ۸۱ — ای سنایی خواجگی در عشق جانان شرط نیست
- شمارهٔ ۷۶ — راه فقر است ای برادر فاقه در وی رفتن است
- شمارهٔ ۸۲ — هر که در راه عشق صادق نیست
- شمارهٔ ۸۳ — ساقیا می ده که جز می عشق را پدرام نیست
- شمارهٔ ۸۰ — در کوی ما، که مسکنِ خوبان سعتریست
- شمارهٔ ۸۶ — نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد
- شمارهٔ ۸۵ — دان و آگه باش اگر شرطی نباشد با منت
- شمارهٔ ۸۸ — دوش یارم به بر خویش مرا بار نداد
- شمارهٔ ۸۹ — روزی دل من مرا نشان داد
- شمارهٔ ۸۷ — معشوق به سامان شد تا باد چنین باد
- شمارهٔ ۹۰ — تا نگار من ز محفل پای در محمل نهاد
- شمارهٔ ۹۱ — این نه زلفست آنکه او بر عارض رخشان نهاد
- شمارهٔ ۸۴ — در دل آن را که روشنایی نیست
- شمارهٔ ۹۷ — دلم با عشق آن بت کار دارد
- شمارهٔ ۹۵ — کسی کاندر تو دل بندد همی بر خویشتن خندد
- شمارهٔ ۹۳ — ایام چو من عاشق جانباز نیابد
- شمارهٔ ۹۹ — با من بت من تیغ جفا آخته دارد
- شمارهٔ ۹۴ — مرا عشق نگارینم چو آتش در جگر بندد
- شمارهٔ ۹۸ — آنرا که خدا از قلم لطف نگارد
- شمارهٔ ۹۲ — تا کی کنم از طرهٔ تو فریاد
- شمارهٔ ۹۶ — آنکس که ز عاشقی خبر دارد
- شمارهٔ ۱۰۵ — عاشقی تا در دل ما راه کرد
- شمارهٔ ۱۰۷ — روی خوبت، نهان چه خواهی کرد؟
- شمارهٔ ۱۰۶ — سوال کرد دل من که دوست با تو چه کرد؟
- شمارهٔ ۱۰۰ — نور رخ تو قمر ندارد
- شمارهٔ ۱۰۱ — آنی که چو تو گردش ایام ندارد
- شمارهٔ ۱۰۲ — تا لب تو آنچه بهتر آن برد
- شمارهٔ ۱۰۳ — منم که دل نکنم ساعتی ز مهر تو سرد
- شمارهٔ ۱۰۴ — زلف پر تابت مرا در تاب کرد
- شمارهٔ ۱۱۰ — صحبت معشوق انتظار نیرزد
- شمارهٔ ۱۱۳ — زهی مه رخ زهی زیبا بنامیزد بنامیزد
- شمارهٔ ۱۰۹ — ای کم شده وفای تو، این نیز بگذرد
- شمارهٔ ۱۱۱ — عشق آن معشوق خوش بر عقل و بر ادراک زد
- شمارهٔ ۱۰۸ — ناز را رویی بباید همچو ورد
- شمارهٔ ۱۱۲ — خوبت آراست ای غلام ایزد
- شمارهٔ ۱۱۴ — زهی چابک زهی شیرین بنامیزد بنامیزد
- شمارهٔ ۱۱۵ — چه رنگهاست که آن شوخدیده نامیزد
- شمارهٔ ۱۱۷ — معشوق که او چابک و چالاک نباشد
- شمارهٔ ۱۱۸ — هر دل که قرین غم نباشد
- شمارهٔ ۱۱۶ — دگر گردی روا باشد دلم غمگین چرا باشد
- شمارهٔ ۱۱۹ — در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد
- شمارهٔ ۱۲۰ — از دوست به هر جوری بیزار نباید شد
- شمارهٔ ۱۲۲ — ما را ز مه عشق تو سالی دگر آمد
- شمارهٔ ۱۲۳ — بر مه از عنبر معشوق من چنبر کند
- شمارهٔ ۱۲۱ — دل به تحفه هر که او در منزل جانان کشد
- شمارهٔ ۱۳۰ — عاشق و یارِ یار باید بود
- شمارهٔ ۱۲۸ — آفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بود
- شمارهٔ ۱۲۹ — چون دو زلفین تو کمند بود
- شمارهٔ ۱۳۱ — هزار سال به امید تو توانم بود
- شمارهٔ ۱۲۴ — گر شبی عشق تو بر تخت دلم شاهی کند
- شمارهٔ ۱۲۶ — مردمان دوستی چنین نکنند
- شمارهٔ ۱۲۷ — گر سال عمر من به سر آید روا بود
- شمارهٔ ۱۲۵ — وصال حالت اگر عاشقی حلال کند
- شمارهٔ ۱۳۷ — هر زمان از عشقت، ای دلبر! دل من خون شود
- شمارهٔ ۱۳۶ — هر کرا در دل خمار عشق و برنایی بود
- شمارهٔ ۱۳۲ — روی او ماهست اگر بر ماه مشک افشان بود
- شمارهٔ ۱۳۸ — ای یار بی تکلف ما را نبید باید
- شمارهٔ ۱۳۴ — نور تا کیست که آن پردهٔ روی تو بود
- شمارهٔ ۱۳۹ — ترا باری چو من گر یار باید
- شمارهٔ ۱۳۳ — از هر چه گمان برد دلم یار نه آن بود
- شمارهٔ ۱۳۵ — با او دلم به مهر و مودت یگانه بود
- شمارهٔ ۱۴۰ — تا رقم عاشقی در دلم آمد پدید
- شمارهٔ ۱۴۶ — دوش ما را در خراباتی شب معراج بود
- شمارهٔ ۱۴۴ — روزی بت من مست به بازار برآمد
- شمارهٔ ۱۴۱ — لشکر شب رفت و صبح اندر رسید
- شمارهٔ ۱۴۳ — معشوق مرا ره قلندر زد
- شمارهٔ ۱۴۲ — اقتدا بر عاشقان کن گر دلیلت هست درد
- شمارهٔ ۱۴۵ — هر که در کوی خرابات مرا بار دهد
- شمارهٔ ۱۴۷ — هر که در عاشقی تمام بود
- شمارهٔ ۱۵۳ — بیهوده چه نشینید اگر مرد مصافید
- شمارهٔ ۱۵۰ — هر کو به خرابات مرا راه نماید
- شمارهٔ ۱۵۱ — جمع خراباتیان! سوزِ نفس کم کنید
- شمارهٔ ۱۵۲ — میر خوبان را کنون منشور خوبی در رسید
- شمارهٔ ۱۵۴ — عاشق مشوید اگر توانید
- شمارهٔ ۱۴۸ — هر که در بند خویشتن نبود
- شمارهٔ ۱۵۵ — هر که او معشوق دارد گو چو من عیار دار
- شمارهٔ ۱۴۹ — هر کو به راه عاشقی اندر فنا شود
- شمارهٔ ۱۶۰ — ای سنایی خیز و در ده آن شراب بیخمار
- شمارهٔ ۱۵۹ — زهی حسن و زهی عشق و زهی نور و زهی نار
- شمارهٔ ۱۵۸ — ما را مدار خوار که ما عاشقیم و زار
- شمارهٔ ۱۶۱ — زینهار ای یار ِگلرخ زینهار
- شمارهٔ ۱۵۶ — ای من غلام عشق که روزی هزار بار
- شمارهٔ ۱۵۷ — جانا ز غم عشق تو من زارم من زار
- شمارهٔ ۱۶۲ — ای نهاده بر گل از مشک سیه پیچان دو مار
- شمارهٔ ۱۶۳ — هر کرا در دل بود بازار یار
- شمارهٔ ۱۶۹ — صبح پیروزی برآمد زود بر خیز ای پسر
- شمارهٔ ۱۶۵ — ماهی که ز رخسارش فتنهست به چین اندر
- شمارهٔ ۱۷۱ — باز در دام بلای تو فتادیم ای پسر
- شمارهٔ ۱۶۸ — راحتی جان را به گفتار ای پسر
- شمارهٔ ۱۷۰ — حلقهٔ زلف تو در گوش ای پسر
- شمارهٔ ۱۶۴ — چون رخ به سراب آری ای مه به شراب اندر
- شمارهٔ ۱۶۷ — تا کی از ناموس هیهات ای پسر
- شمارهٔ ۱۶۶ — غریبیم چون حسنت ای خوشپسر
- شمارهٔ ۱۷۳ — من تو را ام حلقه در گوش ای پسر!
- شمارهٔ ۱۷۲ — ماه مجلس خوانمت یا سرو بستان ای پسر
- شمارهٔ ۱۷۶ — همواره جفا کردن تا کی بود ای دلبر
- شمارهٔ ۱۷۷ — ای سنایی کفر و دین در عاشقی یکسان شمر
- شمارهٔ ۱۷۹ — ساقیا می ده و نمی کم گیر
- شمارهٔ ۱۷۵ — زلف چون زنجیر و چون قیر ای پسر
- شمارهٔ ۱۷۴ — چون سخنگویی از آن لب لطف باری، ای پسر!
- شمارهٔ ۱۷۸ — ای یوسف حسن و کشی خورشید خوی خوش سیر
- شمارهٔ ۱۸۰ — هر زمان چنگ بر کنار مگیر
- شمارهٔ ۱۸۳ — تا جایزی همی نشناسی ز لایجوز
- شمارهٔ ۱۸۲ — با تابش زلف و رخت ای ماه دلافروز
- شمارهٔ ۱۸۵ — چون تو نمودی جمال عشق بتان شد هوس
- شمارهٔ ۱۸۱ — سکوت معنویان را بیا و کار بساز
- شمارهٔ ۱۸۴ — دلبر من عین کمالست و بس
- شمارهٔ ۱۸۶ — ای من غریب کوی تو از کوی تو بر من عسس
- شمارهٔ ۱۸۷ — ای من غلام روی تو تا در تنم باشد نفس
- شمارهٔ ۱۸۸ — ای ز ما سیر آمده بدرود باش
- شمارهٔ ۱۹۳ — بامدادان شاه خود را دیدهام بر مرکبش
- شمارهٔ ۱۹۲ — ای پسر میخواره و قلاش باش
- شمارهٔ ۱۹۵ — ای جهانافروز دلبر ای بت خورشیدفش
- شمارهٔ ۱۸۹ — ای ز خوبی مست هان هشیار باش
- شمارهٔ ۱۹۴ — ای سنایی جان ده و در بند کام دل مباش
- شمارهٔ ۱۹۰ — ای سنایی دل بدادی، در پی دلدار باش
- شمارهٔ ۱۹۱ — ای دل اندر نیستی چون دم زنی خمّار باش
- شمارهٔ ۲۰۱ — از فلک در تاب بودم دی و دوش
- شمارهٔ ۱۹۹ — بر من از عشقت شبیخون بود دوش
- شمارهٔ ۲۰۰ — چه رسمست آن نهادن زلف بر دوش
- شمارهٔ ۲۰۳ — دوش تا روز من از عشق تو بودم به خروش
- شمارهٔ ۲۰۲ — در عشق تو ای نگار خاموش
- شمارهٔ ۱۹۷ — برخیز و برو باده بیار ای پسر خوش
- شمارهٔ ۱۹۸ — الا ای دلربای خوش بیا کامد بهاری خوش
- شمارهٔ ۱۹۶ — دلم برد آن دلارامی که در چاه زنخدانش
- شمارهٔ ۲۱۱ — ای زلف تو بند و دام عاشق
- شمارهٔ ۲۰۸ — ای زلف تو تکیه کرده بر گوش
- شمارهٔ ۲۰۶ — ای جور گرفته مذهب و کیش
- شمارهٔ ۲۰۴ — ز جزع و لعلت ای سیمین بناگوش
- شمارهٔ ۲۰۵ — چون نهی زلفِ تافته بر گوش
- شمارهٔ ۲۰۷ — آن کژدم زلف تو که زد بر دل من نیش
- شمارهٔ ۲۰۹ — ای بس قدح درد که کردست دلم نوش
- شمارهٔ ۲۱۰ — تا به بستانم نشاندی بر بساط انبساط
- شمارهٔ ۲۱۲ — خویشتنداری کنید ای عاشقان! با درد عشق
- شمارهٔ ۲۱۵ — تا جهان باشد نخواهم در جهان هجران عشق
- شمارهٔ ۲۱۹ — چاک زد جان پدر دست صبا دامن گل
- شمارهٔ ۲۱۶ — من کیستم ای نگار چالاک
- شمارهٔ ۲۱۷ — ای بلبل وصل تو طربناک
- شمارهٔ ۲۱۴ — از حل و از حرام گذشتست کام عشق
- شمارهٔ ۲۱۸ — در زلف تو دادند نگارا خبر دل
- شمارهٔ ۲۱۳ — تا دل من صید شد در دام عشق
- شمارهٔ ۲۲۳ — دلبرا! تا نامهٔ عزل از وصالت خواندهام
- شمارهٔ ۲۲۲ — بس که من دل را به دام عشق خوبان بستهام
- شمارهٔ ۲۲۷ — تا بر آن روی چو ماه آموختم
- شمارهٔ ۲۲۶ — بستهٔ یار قلندر ماندهام
- شمارهٔ ۲۲۵ — صنما تا بزیم بندهٔ دیدار توام
- شمارهٔ ۲۲۰ — ای ساقی خیز و پر کن آن جام
- شمارهٔ ۲۲۴ — برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زندهام
- شمارهٔ ۲۲۱ — هر شب نماز شام بود شادیم تمام
- شمارهٔ ۲۳۵ — پسرا خیز تا صبوح کنیم
- شمارهٔ ۲۲۸ — از همت عشق بافتوحم
- شمارهٔ ۲۳۳ — خیز تا ما یک قدم بر فرق این عالم زنیم
- شمارهٔ ۲۳۴ — خیز تا بر یاد عشق خوبرویان می زنیم
- شمارهٔ ۲۳۰ — تا من به تو ای بت اقتدی کردم
- شمارهٔ ۲۲۹ — دگر بار ای مسلمانان به قلاشی در افتادم
- شمارهٔ ۲۳۱ — دستی که به عهد دوست دادیم
- شمارهٔ ۲۳۲ — ما عاشق همت بلندیم
- شمارهٔ ۲۴۳ — ای یار سر مهر و مراعات تو دارم
- شمارهٔ ۲۴۲ — به دردم به دردم که اندیشه دارم
- شمارهٔ ۲۴۱ — تا به رخسار تو نگه کردم
- شمارهٔ ۲۳۶ — خیز تا در صف عقل و عافیت جولان کنیم
- شمارهٔ ۲۳۸ — الا ای ساقی دلبر مدار از می تهی دستم
- شمارهٔ ۲۳۷ — گفتم از عشقش مگر بگریختم
- شمارهٔ ۲۳۹ — من نصیب خویش دوش از عمر خود برداشتم
- شمارهٔ ۲۴۰ — تو را دل دادم ای دلبر، شبت خوش باد، من رفتم
- شمارهٔ ۲۴۴ — روزی که رخ خوب تو در پیش ندارم
- شمارهٔ ۲۴۹ — روا داری که بی روی تو باشم
- شمارهٔ ۲۴۵ — الحق نه دروغ سخت زارم
- شمارهٔ ۲۴۶ — می ده پسرا که در خمارم
- شمارهٔ ۲۴۷ — چو آمد روی بر رویم که باشم من که من باشم
- شمارهٔ ۲۴۸ — فراق آمد کنون از وصل برخوردار چون باشم
- شمارهٔ ۲۵۰ — من که باشم که به تن رخت وفای تو کشم؟
- شمارهٔ ۲۵۱ — چو دانستم که گردندهست عالم
- شمارهٔ ۲۵۷ — آمد بر من جهان و جانم
- شمارهٔ ۲۵۹ — تا شیفتهٔ عارض گلرنگ فلانم
- شمارهٔ ۲۵۶ — ای دیدن تو حیات جانم
- شمارهٔ ۲۵۸ — به صفت گر چه نقشِ بیجانم
- شمارهٔ ۲۵۲ — ای چهرهٔ تو چراغ عالم
- شمارهٔ ۲۵۴ — مسلم کن دل از هستی مسلم
- شمارهٔ ۲۵۵ — ای ناگزران عقل و جانم
- شمارهٔ ۲۵۳ — در راه عشق ای عاشقان خواهی شفا خواهی الم
- شمارهٔ ۲۶۰ — هر گه که به تو در نگرم خیره بمانم
- شمارهٔ ۲۶۳ — بی تو یک روز بود نتوانم
- شمارهٔ ۲۶۷ — تا کی ز تو من عذاب بینم
- شمارهٔ ۲۶۱ — از عشق ندانم که کیم یا به که مانم
- شمارهٔ ۲۶۴ — روزی من آخر این دل و جان را خطر کنم
- شمارهٔ ۲۶۲ — دگر بار ای مسلمانان ستمگر گشت جانانم
- شمارهٔ ۲۶۵ — ای مسلمانان ندانم چارهٔ دل چون کنم
- شمارهٔ ۲۶۶ — بی تو ای آرام جانم زندگانی چون کنم
- شمارهٔ ۲۷۵ — از پی تو ز عدم ما به جهان آمدهایم
- شمارهٔ ۲۷۳ — ما را میفگنید که ما اوفتادهایم
- شمارهٔ ۲۷۴ — دلبرا ما دل به چنگال بلا بسپردهایم
- شمارهٔ ۲۶۹ — ای دو زلفت دراز و بالا هم
- شمارهٔ ۲۷۰ — ای به رخسار کفر و ایمان هم
- شمارهٔ ۲۷۲ — خورشید تویی و ذره ماییم
- شمارهٔ ۲۶۸ — بی صحبت تو جهان نخواهم
- شمارهٔ ۲۷۱ — لبیک زنان عشق ماییم
- شمارهٔ ۲۸۳ — آمد گه آنکه ساغر آریم
- شمارهٔ ۲۸۲ — نه سیم، نه دل، نه یار داریم
- شمارهٔ ۲۷۶ — ما کلاه خواجگی اکنون ز سر بنهادهایم
- شمارهٔ ۲۷۸ — چشم روشن بادمان کز خود رهایی یافتیم
- شمارهٔ ۲۷۹ — رو رو که دل از مهر تو بد عهد گسستیم
- شمارهٔ ۲۷۷ — تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیم
- شمارهٔ ۲۸۱ — ما فوطه و فوطه پوش دیدیم
- شمارهٔ ۲۸۰ — سر بر خط عاشقی نهادیم
- شمارهٔ ۲۸۹ — ما همه راه لب آن دلبر یغما زنیم
- شمارهٔ ۲۸۴ — ما عاشق روی آن نگاریم
- شمارهٔ ۲۸۸ — گرچه از جمع بی نیازانیم
- شمارهٔ ۲۸۷ — ما قد ترا بندهتر از سرو روانیم
- شمارهٔ ۲۸۵ — خیز تا می خوریم و غم نخوریم
- شمارهٔ ۲۹۰ — او چنان داند که ما در عشق او کمتر زنیم
- شمارهٔ ۲۸۶ — خیز تا دامن ز چرخ هفتمین برتر کشیم
- شمارهٔ ۲۹۱ — باز ماندم در بلایی الغیاث ای دوستان
- شمارهٔ ۲۹۹ — چنگ در فتراک عشق هیچ بت رویی مزن
- شمارهٔ ۲۹۳ — مرا عشقت بنامیزد بدانسان پرورید ای جان
- شمارهٔ ۲۹۲ — سنایی را یکی برهان ز ننگ و نام جان ای جان
- شمارهٔ ۲۹۶ — ای وصل تو دستگیر مهجوران
- شمارهٔ ۲۹۵ — جانا نخست ما را مرد مدام گردان
- شمارهٔ ۲۹۷ — عاشقی گر خواهد از دیدار معشوقی نشان
- شمارهٔ ۲۹۸ — چون در معشوق کوبی حلقه عاشقوار زن
- شمارهٔ ۲۹۴ — تماشا را یکی بخرام در بستان جان ای جان
- شمارهٔ ۳۰۰ — جام را نام ای سنایی گنج کن
- شمارهٔ ۳۰۲ — خانهٔ طامات عمارت مکن
- شمارهٔ ۳۰۵ — ز دست مکر وز دستان جانان
- شمارهٔ ۳۰۷ — تخم بد کردن نباید کاشتن
- شمارهٔ ۳۰۳ — قومی که به افلاس گراید دل ایشان
- شمارهٔ ۳۰۱ — ساقیا! مستان خوابآلوده را بیدار کن
- شمارهٔ ۳۰۴ — جوانی کردم اندر کار جانان
- شمارهٔ ۳۰۶ — همه جانست سر تا پای جانان
- شمارهٔ ۳۱۵ — گر رهی خواهی زدن بر پردهٔ عشاق زن
- شمارهٔ ۳۰۹ — چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن
- شمارهٔ ۳۱۳ — ای برادر در ره معنی قدم هشیار زن
- شمارهٔ ۳۱۴ — ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن
- شمارهٔ ۳۱۲ — ای سنایی در ره ایمان قدم هشیار زن
- شمارهٔ ۳۱۱ — ای به راه عشق خوبان گام بر میخواره زن
- شمارهٔ ۳۰۸ — نی نی به ازین باید با دوست وفا کردن
- شمارهٔ ۳۱۰ — جانا ز لب آموز کنون بنده خریدن
- شمارهٔ ۳۱۶ — عاشقا! قفل تجرد بر درِ آمال زن
- شمارهٔ ۳۱۷ — خیز ای بت و در کوی خرابی قدمی زن
- شمارهٔ ۳۲۱ — ای دوست ره جفا رها کن
- شمارهٔ ۳۲۲ — ایا معمار دین اول دل و دین را عمارت کن
- شمارهٔ ۳۲۳ — این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن
- شمارهٔ ۳۱۸ — ای رخ تو بهار و گلشن من
- شمارهٔ ۳۱۹ — ای نگار دلبر زیبای من
- شمارهٔ ۳۲۰ — گر کار به جز مستی اسکندر می من
- شمارهٔ ۳۲۴ — ای باد به کوی او گذر کن
- شمارهٔ ۳۲۷ — بند ترکش یک زمان ای ترک زیبا باز کن
- شمارهٔ ۳۳۰ — جانا دل دشمنان حزین کن
- شمارهٔ ۳۲۵ — غلاما خیز و ساقی را خبر کن
- شمارهٔ ۳۲۸ — ساقیا برخیز و می در جام کن
- شمارهٔ ۳۳۱ — چشمکان پیش من پر آب مکن
- شمارهٔ ۳۲۶ — غریب و عاشقم بر من نظر کن
- شمارهٔ ۳۲۹ — ای شوخ دیده اسب جفا بیش زین مکن
- شمارهٔ ۳۳۲ — مکن آن زلف را چو دال مکن
- شمارهٔ ۳۳۴ — جانا اگر چه یار دگر میکنی مکن
- شمارهٔ ۳۳۳ — ای دل ار مولای عشقی یاد سلطانی مکن
- شمارهٔ ۳۳۶ — صبر کم گشت و عشق روز افزون
- شمارهٔ ۳۳۷ — ای ماه ماهان چند ازین ای شاه شاهان چند ازین
- شمارهٔ ۳۳۸ — ای چون تو ندیده جم آخر چه جمالست این
- شمارهٔ ۳۳۵ — ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن
- شمارهٔ ۳۳۹ — ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این
- شمارهٔ ۳۴۶ — گر نشد عاشق دو زلف یار بر رخسار او
- شمارهٔ ۳۴۱ — خواجه سلام علیک آن لب چون نوش بین
- شمارهٔ ۳۴۳ — اسب را باز کشیدی در زین
- شمارهٔ ۳۴۴ — ای لعبت مشکین کله بگشای گوی از آن کله
- شمارهٔ ۳۴۷ — ای جهانی پر از حکایت تو
- شمارهٔ ۳۴۰ — خواجه سلامُ علیک، آن لب چون نوش بین
- شمارهٔ ۳۴۲ — جاوید زی ای تو جان شیرین
- شمارهٔ ۳۴۵ — چون سخن زان زلف و رخ گویی مگو از کفر و دین
- شمارهٔ ۳۵۱ — حلقهٔ ارواح بینم گرد حلقهٔ گوش تو
- شمارهٔ ۳۵۲ — ای شادی و غم ز صلح و جنگ تو
- شمارهٔ ۳۵۴ — ای دریغا گر رسیدی دی به من پیغام تو
- شمارهٔ ۳۵۵ — موی چون کافور دارم از سر زلفین تو
- شمارهٔ ۳۵۳ — ای مونسِ جانِ من، خیال تو
- شمارهٔ ۳۴۸ — ای شکسته رونق بازار جان، بازار تو
- شمارهٔ ۳۵۰ — خنده گریند همی لافزنان بر در تو
- شمارهٔ ۳۴۹ — ای همه انصافجویان بندهٔ بیداد تو
- شمارهٔ ۳۵۶ — تا کی از عشوه و بهانهٔ تو
- شمارهٔ ۳۵۸ — باز افتادیم در سودای تو
- شمارهٔ ۳۵۷ — عاشقم بر لعل شکرخای تو
- شمارهٔ ۳۶۲ — ای ببرده آب آتش روی تو
- شمارهٔ ۳۶۰ — ای کعبهٔ من در سرای تو
- شمارهٔ ۳۶۱ — تا بدیدم زلف عنبرسای تو
- شمارهٔ ۳۶۳ — باد عنبر برد خاک کوی تو
- شمارهٔ ۳۵۹ — ای گشته ز تابش صفای تو
- شمارهٔ ۳۶۴ — گر خسته دل همی نپسندی بیار رو
- شمارهٔ ۳۶۵ — ای خواب ز چشم من برون شو
- شمارهٔ ۳۶۷ — ای قوم مرا رنجه مدارید علیالله
- شمارهٔ ۳۷۰ — من نه ارزیزم ز کان انگیخته
- شمارهٔ ۳۶۶ — خه خه ای جان علیک عینالله
- شمارهٔ ۳۶۸ — ای ز آب زندگانی آتشی افروخته
- شمارهٔ ۳۶۹ — ای دل اندر بیم جان از بهر دل بگداخته
- شمارهٔ ۳۷۱ — ای نقاب از روی ماه آویخته
- شمارهٔ ۳۷۵ — ای من مه نو به روی تو دیده
- شمارهٔ ۳۷۳ — آن جام لبالب کن و بردار مرا ده
- شمارهٔ ۳۷۸ — زهی سروی که از شرمت همه خوبان سرافگنده
- شمارهٔ ۳۷۷ — ای سنایی خیز و بشکن زود قفل میکده
- شمارهٔ ۳۷۶ — ای مِهر تو بر سینهٔ من مُهر نهاده
- شمارهٔ ۳۷۹ — از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله
- شمارهٔ ۳۷۲ — بردیم باز از مسلمانی زهی کافر بچه
- شمارهٔ ۳۷۴ — ساقیا مستان خوابآلوده را آواز ده
- شمارهٔ ۳۸۶ — این چه رنگست برین گونه که آمیختهای
- شمارهٔ ۳۸۷ — ای جان و جهان من کجایی
- شمارهٔ ۳۸۵ — عقل و جانم برد شوخی آفتی عیارهای
- شمارهٔ ۳۸۱ — پر کن صنما هلاقنینه
- شمارهٔ ۳۸۰ — دی ناگه از نگارم اندر رسید نامه
- شمارهٔ ۳۸۲ — جان جز پیش خود چمانه منه
- شمارهٔ ۳۸۳ — گر بگویی عاشقی با ما هم از یک خانهای
- شمارهٔ ۳۸۴ — سینه مکن گرچه سمن سینهای
- شمارهٔ ۳۹۰ — از ماهرخی نوشلبی شوخبلایی
- شمارهٔ ۳۹۲ — ای پیشهٔ تو جفانمایی
- شمارهٔ ۳۹۱ — ای لعل ترا هر دم دعوی خدایی
- شمارهٔ ۳۹۴ — آخر شرمی بدار چند ازین بدخویی
- شمارهٔ ۳۹۳ — ای یوسف ایام ز عشق تو سنایی
- شمارهٔ ۳۹۵ — بتا پای این ره نداری چه پویی
- شمارهٔ ۳۸۹ — ای کرده دلم سوختهٔ درد جدایی
- شمارهٔ ۳۸۸ — جانا نگویی آخر، ما را که تو کجایی؟
- شمارهٔ ۳۹۸ — غالیه بر عاج برآمیختی
- شمارهٔ ۴۰۰ — تا مسند کفر اندر اسلام نهادستی
- شمارهٔ ۳۹۷ — ای آنکه به دو لب سبب آب حیاتی
- شمارهٔ ۴۰۲ — دلا تا کی سر گفتار داری
- شمارهٔ ۳۹۹ — باز این چه عیاری را شب پوش نهادستی
- شمارهٔ ۴۰۱ — اگر در کوی قلاشی مرا یکبار بارستی
- شمارهٔ ۴۰۳ — آن دلبر عیار من ار یار منستی
- شمارهٔ ۳۹۶ — کودکی داشتم خراباتی
- شمارهٔ ۴۰۸ — زان خط که تو بر عارض گلنار کشیدی
- شمارهٔ ۴۰۹ — زهی پیمان شکن دلبر نکوپیمان به سر بردی
- شمارهٔ ۴۰۴ — یار اگر در کار من بیمار ازین به داشتی
- شمارهٔ ۴۱۱ — روی چو ماه داری زلف سیاه داری
- شمارهٔ ۴۰۷ — تا معتکف راه خرابات نگردی
- شمارهٔ ۴۰۵ — صنما آن خط مشکین که فراز آوردی
- شمارهٔ ۴۱۰ — دلم بردی و جان بر کار داری
- شمارهٔ ۴۰۶ — ای راه تو را دلیل دردی
- شمارهٔ ۴۱۸ — ای گل آبدار نوروزی
- شمارهٔ ۴۱۶ — نگویی تا به گلبن بر چه غلغل دارد آن قمری
- شمارهٔ ۴۱۲ — ای آنکه رخ چو ماه داری
- شمارهٔ ۴۱۵ — عشق و شراب و یار و خرابات و کافری
- شمارهٔ ۴۱۷ — چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازی
- شمارهٔ ۴۱۹ — ای سنایی چو تو در بند دل و جان باشی
- شمارهٔ ۴۱۴ — در رهروی عشق چه میری چه اسیری
- شمارهٔ ۴۱۳ — انصاف بده که نیک یاری
- شمارهٔ ۴۲۳ — ای پسر گونه ز عشقت دست بر سر دارمی
- شمارهٔ ۴۲۱ — به درگاه عشقت چه نامی چه ننگی
- شمارهٔ ۴۲۰ — لؤلؤ خوشاب من از چنگ شد یکبارگی
- شمارهٔ ۴۲۴ — تا به گرد روی آن شیرین پسر گردم همی
- شمارهٔ ۴۲۲ — الا ای لعبت ساقی ز می پر کن مرا جامی
- شمارهٔ ۴۲۷ — تو آفت عقل و جان و دینی
- شمارهٔ ۴۲۶ — ای زبدهٔ راز آسمانی
- شمارهٔ ۴۲۵ — ای چشم و چراغ آن جهانی
- شمارهٔ ۴۳۴ — صنما چبود اگر بوسگکی وام دهی
- شمارهٔ ۴۲۹ — دلم بربود شیرینی نگاری سرو سیمینی
- شمارهٔ ۴۳۱ — عاشق نشوی اگر توانی
- شمارهٔ ۴۳۳ — برخی رویتان من ای رویتان چو ماهی
- شمارهٔ ۴۳۵ — گفتی که نخواهیم تو را گر بت چینی
- شمارهٔ ۴۲۸ — گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی
- شمارهٔ ۴۳۰ — الا ای نقش کشمیری الا ای حور خرگاهی
- شمارهٔ ۴۳۲ — ربی و ربکالله ای ماه تو چه ماهی
- شمارهٔ ۴۳۶ — صبحدمان مست برآمد ز کوی