شمارهٔ ۱۷۰ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
حلقهٔ زلف تو در گوش ای پسر
عالمی افگنده در جوش ای پسر
کیست در عالم که بیند مر تو را
کش به جا ماند دل و هوش ای پسر
هم تویی ماه قدحگیر ای غلام
هم تویی سرو قباپوش ای پسر
سرو در بر دارم و مه در کنار
چون تو را دارم در آغوش ای پسر
بر جفا کاری چه کوشی ای غلام
بر وفاداری همی کوش ای پسر
امشب ای دلبر به دام آویختی
کز برم بگریختی دوش ای پسر
بوسهٔ نوشین همی بخش از عقیق
بادهٔ نوشین همی نوش ای پسر
کم کن این آزار و این بدها مجوی
میر داد اینجاست خاموش ای پسر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به یک پسر جوان اشاره میکند و از زیباییهای او سخن میگوید. او نماد ماه و سرو است و شاعر حسرت دارد که چگونه با وجود این زیباییها دل و هوش آدمی به وی معطوف شده است. شاعر از او میخواهد که به جفا و اذیت کردن ادامه ندهد و بر وفاداری و محبت تمرکز کند. همچنین از پسر میخواهد که از تلخیها دوری کند و به آرامش و سکوت پناه ببرد. در نهایت، شاعر به عشق و زیباییهای خاصی که با وجود او در زندگیاش وجود دارد اشاره میکند.