شمارهٔ ۱۷۳ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
من تو را ام حلقه در گوش ای پسر!
پیش خود میدار و مفروش ای پسر!
جام می بستان ز ساقی ای صنم!
بوسهای ده زان لبِ نوش ای پسر!
چنگ بستان و قلندروار زن
تا به جان باز آورم هوش ای پسر!
آن چه هجران تو با ما کرد دی
با خیالت گفتهام دوش ای پسر!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به یک پسر میگوید که او را در گوش خود مانند حلقهای نگهدارد و نباید او را به کسی بفروشد. همچنین از او میخواهد که نوشیدنی بخورد و بوسهای از لبانش دریافت کند. شاعر از او میخواهد که با هنرش به جمع بخواند و تا جانش زنده است، هوشیاری را به ارمغان آورد. در نهایت، شاعر به یاد دارد که جدایی پسر تا چه حد بر او تاثیر گذاشته است و این احساس را با خیال او در شب گذشته در میان گذاشته است.