نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۶ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

همواره جفا کردن تا کی بود ای دلبر

پیوسته بلا کردن تا کی بود ای دلبر

من با تو دل یکتا وانگه تو ز غم تشنه

چون زلف دوتا کردن تا کی بود ای دلبر

پیراهن صبر ما اندر غم هجرانت

چون چاک قبا کردن تا کی بود ای دلبر

بی روی چو خورشیدت بیچاره سنایی را

گردان چو سها کردن تا کی بود ای دلبر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به محبوب خود خطاب می‌کند و از او می‌پرسد که تا کی باید به او جفا کند و بلا بر سر او آورد. او احساس می‌کند که دردی عمیق از جدایی و رنج دارد و به محبوبش می‌گوید که صبرش دیگر طاق شده است. شاعر با استفاده از تشبیهات و تعبیرات مختلف، از احساس تنهایی و نیاز به حضور محبوبش سخن می‌گوید و به شکلی عاطفی از وضعیت نابسامان خود ابراز نارضایتی می‌کند.