شمارهٔ ۱۷۹ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ساقیا می ده و نمی کم گیر
وز سر زلف خود خمی کم گیر
گر به یک دم بماندهای در دام
جستی از دام پس دمی کم گیر
رو که عیسی دلیل و همره تست
ره همی رو تو مریمی کم گیر
عالمی علم بر تو جمع شدست
علم باقیست عالمی کم گیر
ز کما بیش بر تو نقصان نیست
چون تو بیشی ز کم کمی کم گیر
بم گسسته ست زیر و زار خوشست
زحمت زخمه را به می کم گیر
گر سنایی غمیست بر دل تو
یا غمی باش یا غمی کم گیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به غم و شادی و زندگی میپردازد. شاعر از ساقی میخواهد که شراب بدهد و از زیباییها و لذتها غافل نشود. او تأکید میکند که حتی در دشواریها باید به خوشیها و خوشبختیها نگاه کرد و از آنها بهرهمند شد. به ویژه، او بر این نکته تأکید دارد که هیچ چیز در این دنیا کامل نیست و باید گرایش به خوبیها را مشاهده کرد. پیام کلی شعر تشویق به استفاده از زندگی و لذت بردن از آن، با وجود غمها و مشکلات است.