نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۸ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای ز ما سیر آمده بدرود باش

ما نه خشنودیم تو خشنود باش

کشته ما را گر فراقت ای صنم

تو به خون کشتگان ماخوذ باش

غرقه در دریای هجران توام

دلبرا دریاب ما را زود باش

هجر تو بر ما زیانی‌ها نمود

تو به وصلت دیگران را سود باش

در فراقت کار ما از دست شد

گر نگیری دست ما بدرود باش

ای سنایی در شبستان غمش

گرچه همچون نار بودی دود باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با احساساتی عمیق از جدایی و غم ناشی از دوری محبوب نوشته شده است. شاعر از معشوقه‌اش می‌خواهد که در انس با دیگران شادمان باشد، حتی اگر او از این رابطه رنج می‌برد. احساساتی چون عشق، درد، و حسرت در این شعر جاری است و شاعر به نوعی به معشوقه‌اش می‌فهماند که اگرچه او در درد و رنج بسر می‌برد، ولی برای شادی او دعا می‌کند. در نهایت، شاعر به او نسبت به وضعیت خود و افسردگی‌اش اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که به یاد او باشد.