شمارهٔ ۱۹۵ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای جهانافروز دلبر ای بت خورشیدفش
فتنهٔ عشاق شهری، شمسهٔ خوبان کش
گاه آن آمد که از وصل تو بستانیم داد
زین جهان حیلهساز و روزگار کینهکش
بادهای خواهیم تلخ و مجلسی سازیم نغز
مطربی ناهیدطبع و ساقیی خورشیدفش
در جهان ما را کنون شش چیز باید تا بود
زخم ما بر کعبتین خرمی امروز شش
خانهای گرم و حریفی زیرک و چنگی حزین
ساقیِ خوب و شرابِ روشن و محبوبِ خوش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیباییهای دنیا و عشق اشاره میکند. او از محبوبی میگوید که مانند خورشید میدرخشد و خاطرنشان میکند که در عشق و وصال او، دلها دچار فتنه و شوق میشوند. شاعر به اهمیت جمعآوری چند عنصر در زندگی اشاره میکند: یک خانه گرم، دوستی زیرک و باهوش، موسیقی دلانگیز، شراب خوشطعم و محبوبی زیبا. در کل، شاعر خواستار لذت و شادی در روزگار کنونی است.