شمارهٔ ۲۹۲ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
سنایی را یکی برهان ز ننگ و نام جان ای جان
ز عشق دانهٔ دو جهان میان دام جان ای جان
مکن در قبهٔ زنگار اوصاف حروف او را
چو عشق عافیت پخته چو کارم خام جان ای جان
به قهر از دست او بستان حروف کلک صورت را
به لطف از لوح او بستر تمامی نام جان ای جان
چو روی خویش خرم کن یکی بستان طبع ای بت
چو زلف خویش در هم زن همه ایام جان ای جان
ببین در کوی کفر و دین به مهر و درد دل بنشست
هزاران آه خون آلود زیر کام جان ای جان
مرا گویی قناعت کن ز جوش یک جهان رعنا
به بوی نون شهوانی به رنگ لام جان ای جان
کسی کو عاشق تو بود بگو آخر که تا چکند
سماع وحی و نقل عقل و خمر خام جان ای جان
مگر تو زینهمه خوبان که پیدایند و ناپیدا
درین مردودهٔ ویران نیابم کام جان ای جان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر سنایی به عشق و درک عمیق از آن اشاره دارد. شاعر از جان خود به عنوان منبع عشق یاد میکند و میخواهد که در آغوش عشق، از زنگار دنیوی رهایی یابد. او به زیباییهای عشق و محبوبش میپردازد و از تلاطمهای روحی و عاطفی ناشی از آن سخن میگوید. همچنین، از دلتنگیها و آرزوهایش برای دستیابی به عشق حقیقی و درک عمیقتر از زندگی و وجود سخن به میان میآورد. در نهایت، شاعر به دنبال یافتن آرامش و کمال در عشق است و از تلخیها و دردهای این مسیر یاد میکند.