شمارهٔ ۳۰۸ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
نی نی به ازین باید با دوست وفا کردن
یا نی کم ازین باید آهنگ جفا کردن
یا زشت بود گویی در کیش نکورویان
یک عهد به سر بردن یک قول وفا کردن
هم گفتن و هم کردن از سوختگان آید
باز از چه شما خامان ناگفتن و ناکردن
باور نکنم قولت زیرا که تو را در دل
یک بادیه ره فرقست از گفتن تا کردن
حاصل نبود کس را از عشق تو در دنیا
جز نامه سیه کردن جز عمر هبا کردن
خود یاد ندارد کس از زلف تو و چشمت
یک تار عطا دادن یک تیر خطا کردن
از بلطمعی تا کی بوسی به رهی دادن؟
وز بلعجبی تا کی گوشی به ریا کردن؟
تا چند به طراری ما را به زبان و دل
یک باره بلی گفتن صد باره بلا کردن؟
تا چند به چالاکی ما را به قبول و رد
یک ماه رهی خواندن یک سال رها کردن؟
گر فوت شود روزی بد عهدی یک روزه
واجب شمری او را چون فرض قضا کردن
گر بوسهای اندیشم بر خاک سر کویت
صد شهر طمع داری در وقت بها کردن
در مجمع بترویان تو بوسهدریغی خود
یا رسم بتان نبود از بوسه سخا کردن
یا خوب نباید شد تا هم تو رهی هم ما
ورنه چو شدی باری خوبی به سزا کردن
یا فتنه نباید شد تا کس نشود فتنه
ورنه چو شدی جانا این قاعده نا کردن
هر لحظه یکی دون را صد «طال بقا» گویی
زیشان چه به کف داری زین «طال بقا» کردن؟
چون هست سنایی را اقبال و سنا از تو
واجب نبود او را مهجور سنا کردن
با این ادب و حرمت حقا که روا نبود
سودای شما پختن صفرای شما کردن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وفاداری و ارتباط دوستانه اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که باید به قول و عهد خود وفا کنیم. او از ناامیدی خود از عشق و روابطی که صرفاً به حرف و گفتار بسنده میشوند، گلهمند است. شاعر همچنین اشاره میکند که اعمال و کارها در عشق بسیار مهمتر از گفتار هستند و اینکه این روابط ممکن است بیپایه و سست باشند. او از احساسات و انتظارات شخصی خود میگوید و معتقد است که رفتارها باید با سخنان همخوانی داشته باشند. شاعر از بیتعهدی و فریب در روابط مینالد و تأکید میکند که عشق واقعی باید دارای ثبات و صراحت باشد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که عشق و وفاداری حقیقی باید در عمل نشان داده شود، نه فقط در کلمات.