نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۹ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای نگار دلبر زیبای من

شمعِ شهرافروز شهرآرای من

جز برای دیدنت، دیده مباد

روشنایی دیدهٔ بینای من

جان و دل کردم فدای مهر تو

خاک پایت باد سر تا پای من

از همه خلقان، دلارامم تویی

ای لطیف چابک زیبای من

چون قضیب خیزران، گشتم نزار

در غمت ای خیزران بالای من

رحمت آری بر من و دستم گری

گر نیاری رحم بر من وای من

زار می‌نالم ز درد عشق زار

زان که تا تو نشنوی آوای من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و محبوبیت محبوبش اشاره می‌کند و از احساس عمیق عشق و فدای خود به خاطر او سخن می‌گوید. او می‌گوید که تنها دلیل روشنایی چشمانش، دیدن محبوب است و به او می‌تازد که او تنها دلربای عالم است. شاعر در ناراحتی و غم عشقش ناله می‌کند و از محبوبش می‌خواهد که به حال او رحم کند و دردهایش را بشنود.