شمارهٔ ۳۲ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
تا گل لعل روی بنمودست
بلبل از خرمی نیاسودست
دیرگاهست تا چو من بلبل
عاشق بوستان و گل بودست
روز و شب گر بنغنوم چه عجب
پیش معشوق کس بنغنودست
من غلام زبان آن بلبل
کو گل لعل روش بستودست
ساقیا وقت گل چو گل می ده
وقت گل تو به کس نفرمودست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی گل و عشق اشاره میکند. او مانند بلبل عاشق، از گل لعل روی معشوق خود شاداب و سرزنده است و در عشقش بیوقفه در حال نغمهسرایی است. شاعر خود را غلام زبان بلبل میداند که زیبایی گل را ستایش میکند و از ساقی میخواهد که در وقت گل، شراب را در اختیار عاشقان قرار دهد. به طور کلی، این شعر به اهمیت عشق و زیباییهای طبیعی در زندگی انسان اشاره دارد.