نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۲ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

جاوید زی ای تو جان شیرین

هرگز دل تو مباد غمگین

از راه وفا گسسته ای دل

بر اسب جفا نهاده ای زین

عاشق‌ترم ای پسر ز خسرو

نیکوتری ای پسر ز شیرین

عاشق خوانند مرا و بی دل

زیبا خوانند ترا و شیرین

آنم من و صد هزار چندان

آنی تو و صد هزار چندین

عشاق چو روی تو ببینند

و آن خال سیاه و زلف مشکین

بر روی توام زنند احسنت

در عشق توام کنند تحسین

هرگاه که بایدت تماشا

شو چهرهٔ خویشتن همی بین

حقا که خوشست نوش کردن

بر چهرهٔ تو شراب نوشین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت شخصی به نام جاوید اشاره می‌کند و نسبت به او احساس عشق و علاقه عمیقی دارد. او از جاوید می‌خواهد که هرگز غمگین نباشد و وفادار بماند. شاعر خود را عاشق و فانی در عشق جاوید معرفی می‌کند و او را زیباتر از شخصیت‌های معروف مثل خسرو و شیرین می‌داند. همچنین به توصیف زیبایی‌های ظاهری و دلربایی جاوید پرداخته و می‌گوید که با دیدن او، عاشقان دیگر نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند و تحسینش می‌کنند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که دیدن چهره جاوید برابر با نوشیدن شراب خوشگوار است.