نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۸ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

باز افتادیم در سودای تو

از نشاط آن رخ زیبای تو

دستمان گیر الله الله زینهار

زان که بنهادیم سر در پای تو

باز ما را جاودان در بند کرد

حلقهٔ زلفین عنبرسای تو

باز کاسد کرد در بازار عشق

عقل ما را لعل روح افزای تو

ما دو صد منزل دوان باز آمدیم

مردمی کن یک قدم باز آی تو

روی سوی عشق تو آورده‌ایم

گرچه آگه نیستیم از رای تو

با ملاحت خود سراسر نقش کرد

نیکویی بر روی چون دیبای تو

باز ما را عالمی چون حلقه کرد

آن دو چشم جادوی رعنای تو

مر سنایی را کنون تا جاودان

در پذیرش تا بود مولای تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی معشوق خود اشاره می‌کند و از تأثیرات عمیق این عشق بر زندگی و عقل خود سخن می‌گوید. او از شوق و شور ناشی از زیبایی چهره معشوق صحبت کرده و می‌گوید که چگونه این عشق او را به بند کشیده است. شاعر تجربه‌های معناداری را که به خاطر عشق معشوق داشته، توصیف می‌کند و از فراز و نشیب‌های این عشق می‌گوید. در نهایت، خواهان حضور و ارتباط نزدیک‌تر با معشوق است و به درخواست و بی‌قراری خود در این زمینه اشاره می‌کند.