نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۸ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

غالیه بر عاج برآمیختی

مورچه از عاج برانگیختی

بر گل سرخ ای صنم دلربای

رغم مرا مشک سیه بیختی

روز فروزنده به روی و مرا

با شب تاریک برآمیختی

اشک رخ من چو عقیق و زرست

تا شبه از سیم درآویختی

با دل من نرد جفا باختی

بر سر من گرد بلا بیختی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از معشوقش که زیبایی خاصی دارد، یاد می‌کند و به تأثیرات عشق و زیبایی او بر دل و روحش اشاره می‌کند. او به تصویرسازی‌های قوی از زیبایی معشوق و همچنین درد و سختی‌هایی که به خاطر عشق و جدایی متحمل شده، می‌پردازد. محبت و جفا را به صورت نرد باختن و گرد بلا بر سرش توصیف می‌کند که نشانگر تضاد عشق و آزار است.