شمارهٔ ۶ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
می ده ای ساقی که می به درد عشقآمیز را
زنده کن در میپرستی سنت پرویز را
مایه ده از بوی باده باد عنبربیز را
در کف ما رادی آموز ابر گوهربیز را
ای خماندرخم شکسته زلف جانآمیز را
بر شکن بر هم چو زلفت توبه و پرهیز را
چنگوار آهنگ برکش راه مستانگیز را
راه مستانگیز بر زن مست بیگهخیز را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد تا شرابی مخصوص و عاشقانه را به او بدهد و او را در عشق زنده و شاداب کند. او به عطر و بوی خوش شراب اشاره میکند و از ساقی درخواست میکند که هنر و زیبایی را به او بیاموزد. همچنین به زلفهای او که نشانی از جذابیت و فریبندگی دارد، اشاره میکند و از او میخواهد که مسیر خوشی و شوق را برای او هموار کند. در نهایت، شاعر وضعیت مستی و شور را توصیف میکند و از ساقی میخواهد تا او را در این حالت غرق کند.