شمارهٔ ۶۲ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
جام می پر کن که بی جام میم انجام نیست
تا به کام او شوم این کار جز ناکام نیست
ساقیا ساغر دمادم کن مگر مستی کنم
زان که در هجر دلارامم مرا آرام نیست
ای پسر دی رفت و فردا خود ندانم چون بود
عاشقی ورزیم و زین به در جهان خودکام نیست
دام دارد چشم ما دامی نهاده بر نهیم
کیست کو هم بسته و پا بستهٔ این دام نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها شاعر به حالت ناکامی و تنهایی خود اشاره میکند. او از ساقی میخواهد که جام را پر کند تا بتواند اندکی از غمها و دلتنگیهایش را فراموش کند. شاعر میداند که عشق و زندگی پر از ناپایداری هستند و نمیتوان به راحتی آینده را پیشبینی کرد. همچنین به دامهایی که عشق و زیبایی در زندگی ایجاد میکنند، اشاره میکند و به این نکته میپردازد که در این دامها همه گرفتارند و کسی نیست که از آنها فرار کند.