شمارهٔ ۸۲ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هر که در راه عشق صادق نیست
جز مُرایی و جز منافق نیست
آنکه در راهِ عشق خاموش است
نکتهگوی است اگر چه ناطق نیست
نکتهٔ مرد فکرت است و نظر
وندر آن نکته جز دقایق نیست
آه سرد و سرشک و گونهٔ زرد
هر سه در عشق بی حقایق نیست
هر که مست از شراب عشق بود
احتسابش مکن که فاسق نیست
توبه از عاشقان امید مدار
عشق و توبه بهم موافق نیست
دل به عشق است زنده در تنِ مرد
مرده باشد دلی که عاشق نیست
ور سنایی نه عاشق است بگو
سخنش باطل است و لایق نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان ویژگیهای عشق واقعی و چگونگی رفتار عاشقان میپردازد. شاعر تأکید میکند که عشق صادقانه و واقعی نیازمند راستگویی است و هر کس در این مسیر دروغ بگوید یا ریا کاری کند، در حقیقت عاشق نیست. او به خاموش بودن عاشق اشاره میکند که ممکن است در سکوت خود نکات عمیق و دقیق وجود داشته باشد. همچنین، بیان میکند که احساساتی چون غم و اندوه در عشق بیمعنی نیستند و عشق واقعی از حالت مستی ناشی میشود که قابل محاسبه نیست. توبه از عشق نیز ممکن نیست چراکه عشق با توبه در تضاد است. در نهایت، شاعر میگوید دلی که عشق را نداشته باشد مرده است و سخن کسی که حقیقتاً عاشق نیست، ارزش ندارد.