نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۱ سنایی

سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

زن مخواه و ترک زن کن کاندرین ایام بار

زن نخواهد هیچ مردی تا بمیرد هوشیار

گر امیر شهوتی باری کنیزک خر به زر

سرو قد و ماهروی و سیم ساق و گلعذار

تا مراد تو بود با او بزن بر سنگ سیم

ور مزاج او بدل گردد بود زر عیار

آنقدر دانی که برخیزد کسی از بامداد

روی مال خویشتن بیند که روی وام‌دار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اهمیت و خطرات وابستگی به زنان و روابط عاطفی اشاره دارد. شاعر هشدار می‌دهد که زن را نخواه و از او دور شو، زیرا در زمان‌های سخت، زنان هیچ مردی را نمی‌طلبند. حتی اگر مردی دارایی و ثروتی داشته باشد و به دنبال زیبایی و کنیز باشد، در نهایت به نتیجه‌ای نخواهد رسید. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که انسان باید به امور خود بپردازد و به دارایی‌های خود توجه کند تا از وابستگی‌ها و مشکلات نجات یابد.