شمارهٔ ۱۰۷ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هر که زین پیش بود امیر سخن
از امیر سخا شدند عزیز
تو همه روز گرد آن گردی
که به نزدیکشان زرست و پشیز
دستهٔ گل بر کسی چه بری
که فروشد به کویها گشنیز
پیرهن زان طمع مکن که ز حرص
دزدد از جامهٔ پدر تیریز
بهر دهلیزبان چگویی شعر
که بمانی چو کفش در دهلیز
بوسه بر لب دهی شکر یابی
بوسه بر کون دهی چه یابی تیز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد رفتار کسانی میپردازد که به دنبال ریا و ظاهرسازی هستند و ارزش واقعی را نمیدانند. شاعر به این نکته اشاره میکند که هر که در گذشته خود را امیر سخن مینامید، حالا از امیر سخا میشود و عزیز میگردد. او هشدار میدهد که افرادی که برای رسیدن به مقاصد خود تنها به ظاهر و چیزهای ناچیز وابستهاند، باید آگاه باشند که دیگران از آنها سوءاستفاده میکنند. در نهایت، شاعر تأکید دارد که بوسهدادن به لب و دیگر اعضای بدن هیچگونه فایدهای ندارد و باید به ارزشهای واقعی زندگی توجه کرد.