نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۴ سنایی

سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز تو ای چرخ نیلی رنگ دارم

هزاران سان عنا و درد جامع

نه تنها از تو بل کز هر چه جز تست

به من بر هست همچون سیف قاطع

مرا زان مرد نشناسی تو زنهار

که گردم از تو اندر راه راجع

طمع چون بگسلم از خلق از تو

مرا خوا یار باش و خوا منازع

چو بی‌طمعی و آزادی گزیدم

دلم بیزار گشت از حرص و قانع

بر آزادمردان و کریمان

گرانتر نیست کس از مرد طامع

ازین یاران چون ماران باطن

خلاف یکدگر همچون طبایع

بسان نسر طایر راست باشد

به پیش و پس بسان نسر واقع

عدو بسیار کس کو هر کسی را

نماند حقتعالی هیچ ضایع

چو عیسی را عدو بسیار شد زود

ببرد ایزد ورا در چرخ رابع

خسیسان را چرا اکرام کردیم

بخیلان را چرا کردیم صانع

همیشه خاک بر فرق کسی باد

که نشناسد بدی را از بدایع

حذر کن ای سنایی تو از اینها

ترا باری ندانم چیست مانع

ببر زین ناکسان و دیگران گیر

«کثیرالناس ارض الله واسع»

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به شکایت از دردها و رنج‌هایی که از دنیا و دیگران می‌کشد، می‌پردازد. او به چرخ نیلی رنگ (symbolic of fate) اشاره می‌کند که بر سر نوشت او تاثیر دارد. شاعر می‌گوید که از خلق و دنیای مادی قطع امید کرده و به آزادی و بی‌طمعی رسیده است. او به مقام و ارزش آزادگی و انسانیت اشاره کرده و خاطرنشان می‌کند که بهترین انسان‌ها کسانی هستند که طمع و حرص ندارند. همچنین به این نکته تاکید می‌کند که انسان‌های نیکو و با اصالت باید از رفاقت با افراد طمع‌کار و خسیس دوری کنند. در پایان، شاعر هشدار می‌دهد که باید از افرادی که نیکویی و بدی را نمی‌دانند، حذر کرد و به دنبال انسان‌های با ارزش و درستکار رفت.